تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
فتحنامه‌ها « 1 » در قلم آورده روانهء بلاد نمودند . چون آل مظفر از فتح و ظفر بىبهره شده مهرب و مفرّى نداشتند ناچار به درگاه و الا آمده ، سلطان مهدى و غضنفر پسران شاه شجاع نيز كه در شيراز بودند تحفه و هديه كه داشتند به نظر رسانيدند . صاحبقران قريب يك ماه در باغ ميدان كه به باغ شاه مشهور است بساط عشرت مبسوط داشته غلغلهء سور و سرور به ايوان خنياگر گردون رسانيدند . روضات سلطنت و اجلال از رشحات سحاب عواطف لا يزال ، نزهت و طراوت به خلد برين وام مىداد و هر زمان مبشّر سعادت و دولت [ بود و ] ابواب خوشى و خرّمى بر وجنات آمال منتسبان دولت بىزوال مىگشاد و فسحت ميدان مراد و مرام در طول و عرض مصداق «
وَ جَنَّةٍ
« 2 »
عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
» بوده ، نواى مطربان خوش الحان [ 131 الف ] طيره ده نغمات ناهيد و فضاى بارگاه ظفر پناه عزت بارگاه خورشيد .
جهانى به شادى بياراستند * مى و جام و رامشگران خواستند
ماهچهء سنجق ظفر طرازش در نوربخشى ثالث نيّرين « 3 » گشته و طنطنهء صيت قيامت نهيبش از خافقين گذشته . در آن ايام سلطان ابو اسحاق از سيرجان با تحفه و هدايا به خدمت آمد .

گفتار در قتل آل مظفر به موضع ماهيار قمشهء اصفهان

چون چند روز ديگر منقضى شد صاحبقران فرمود كه رايات آفتاب اشراق به صوب ملك عراق در حركت آيد . كافهء انام و جمهور خواص و عوام به كرياس جم التباس جمعيّت كرده التماس نمودند كه اگر ديگر باره فارس و توابع در قبضهء اختيار آل مظفر خواهد بود ، اولا صاحبقران حكم به قتل و اخراج ما نمايد و اين ملتمس و تظلّم تكرار يافت . بنا بر اين روز دوشنبه بيست و دويم جميدى الاخرى حكم جهان مطاع به
هامش
( 1 ) . اصل : فقسامها . ( 2 ) . اصل : كجنته . ( 3 ) . اصل : مزين .