اشتباه رسيد . اولا عزيمت دار السلام بغداد نموده به تصرّف آورد و حكومت آنجا را به خواجه مسعود سربدار كه احوالش در محل خود تبيين خواهد يافت مرجوع فرمود . آنگاه موكب سپهر سرعت به صوب توران نهضت نمود .
ذكر استبداد آل مظفر و محاربهء ايشان با يكديگر
قبل از اين سمت ذكر يافت كه بعد از فتح فارس صاحبقران به حكم مرديّت « 1 » و رعايت « 2 » وصيت شاه شجاع ممالك فارس و كرمان و يزد و خوزستان را به آل مظفر مسلّم فرمود . چون خبر توجه صاحبقرانى به تركستان مسموع ايشان شد شاه منصور لشكر عظيم فراهم آورده به شيراز آمد . درين اثنا زين العابدين نيز از حبس نجات يافته بود . چون شيرازيان خبر وصول شاه منصور شنيدند دروازهء سلم را گشوده وى را به اعزاز و اكرام داخل شهر كردند . شاه يحيى « 3 » در شيراز بود . لاجرم از دروازهء آهنين با چند نفر بيرون رفته روانهء يزد گرديد .
زين العابدين نيز تهيهء لشكرى را نموده ، به شيراز آمد . شاه منصور با لشكر خود استقبال وى نموده در پاى قلعهء اصطخر تلاقى فريقين واقع شده محاربهء سخت روى نمود . ليكن شاه منصور منصور گشت و زين العابدين منهزم به جانب اصفهان رفت و از خويشان و اقربا استعانت ستم شاه منصور نمود .
سلطان احمد از كرمان و ابو اسحاق از سيرجان لشكرهاى گران برداشته روانهء اصفهان شدند و شاه يحيى به زبان خدعه و . . . « 4 » وى را وعدهء معاونت داد . آنگاه مظفريان روى به شيراز آورده در كربال خرابى بسيار كردند . چون شاه منصور از تمهيد « الاقارب كالعقارب » خبر يافت لشكر آراسته از شيراز بيرون آورده در جلگاه فسا حرب عظيم روى داد و هماى نصرت بر تارك [ 128 الف ] شاه منصور سايهء نصرت انداخت . ايشان هر كدام به جاى خود رفتند .
چون سلطان عالم افروز نوروز بر لشكر دى ماه فيروز گشت شاه منصور دفع زين العابدين را وجههء همت فرموده به اصفهان نهضت نمود و خواجه عضد الدين صاعدى را از مال مير لرستان به استعجال طلب فرمود . چون اهالى اصفهان گوش به
هامش
( 1 ) . كذا ، شايد روّيت .
( 2 ) . اصل : در غايت .
( 3 ) . اصل : يحى .
( 4 ) . يك كلمه ناخوانا .