تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
اصفهان فراغت يافت امير حاجى بيك ، ولد امير سارى بوقا و تومان شاه را به داروغگى و شحنگى اصفهان مقرر داشت و موكب همايون روانهء شيراز گشت . چون زين العابدين بىتمكين خبر وحشت اثر ورود لشكر صاحبقران دادگر شنيد بناى صبر و سكونش متزلزل و قوايم وقارش مضمحل شده فرارى گرديد و نزد پسر عمّش شاه منصور كه حاكم كازرون و شوشتر « 1 » بود روانه گشت . چون به كنار آب دو دانگه رسيد شاه منصور بىوفايى نموده مردم زين العابدين را بفريفت تا زين العابدين را تنها گذاشته نزد وى رفتند . آن‌گاه جمعى را فرستاد تا وى را بىاختيار كرده به قلعهء سلاسل بردند . خزانه و جيبا خانهء شاه شجاع را به تصرّف آورد و امراى بىوفاى زين العابدين را محبوس فرمود . صاحبقران در شهور سنهء تسع و ثمانين [ و ] سبع مائه سايهء حشمت به شيراز افكنده ساحت فردوس سماحت تخت قراجه را مضرب خيام شوكت فرمود . كلانتران و كلويان شيراز به زمين بوس حضرت خلافت سرافراز گشته مبلغ يك هزار تومان كپكى پذيرفتند كه رسما بالمسانهة به سر كار صاحبقران رسانند و خطبهء دولت و سكهء عزت را به نام همايون موشّح گردانيدند . شاه يحيى والى يزد كه برادرزاده و داماد شاه شجاع بود با پسر بزرگش سلطان محمد حاكم كرمان و سلطان احمد برادر شاه شجاع و ابو اسحاق نبيره‌اش از سيرجان و ساير حكام از اتابكان لر و گرگينى « 2 » لارى - از نباير گرگين ميلاد « 3 » - احرام كعبهء جاه و جلال بسته به خدمت پيوستند [ 127 ب ] و هر يك تحفه و هدايايى كه داشتند به نظر رسانيدند و هر كدام حسب الفرمان به حكومت محل خود سرفرازى يافتند . آن‌گاه منشيان عطارد نشان صورت آن فتوحات را در قلم آورده به اقطار بلاد و امصار ارسال فرمود .

خبر رسيدن طغيان توقتمش « 4 » خان به صاحبقران

در اين حالت خبر عصيان توقتمش خان به مسامع ايستادگان درگاه سپهر
هامش
( 1 ) . اصل : سوشتر . ( 2 ) . اصل : كركنى . ظاهرا گرگين لاغرى صحيح است . ( 3 ) . اصل : كركين منلا . ( 4 ) . اصل : بقمش و كلماتى شبيه به اين در موارد ديگر . نام مشخص و مشهورى است .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 312 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان