ملك سيستان به تقبلى كه نموده بود به انضمام مبلغى [ 124 الف ] ديگر شكرانه ادا نموده به سر كار امير كبير فرستاد . صاحبقران بعد از فراغ آن واقعه لشكر خود را برداشته مراجعت نمود . جمعى از لشكريان طمع در وجود غنايم و غيرهم نموده سر راه بر لشكر صاحبقران گرفته رزمى گران سنگ پيش آوردند .
صاحبقران به تير جانستان دمار از جان لشكريان برآورده شكست بر ايشان آورد . در اثناى فرار يكى از لشكريان تيرى به جانب آن حضرت افكنده بر دست راست وى كه مقبل شفاء سلاطين ذى جاه بود آمده عرق اصلى مقطوع گرديد و با وصف اين معنى مدت الحيات هر محاربه كه فى ما بين صاحبقران و خصمان روى دادى آن حضرت اولا به نفس نفيس همايون تاخت تركانه آوردى .
آنگاه صاحبقران به گرمسيرات رفته مدتى به جبران دستبرد مشغول گرديد تا به عون ايزدى صحت يافت . پس به جا و مقام مراجعت فرمود و مكررا چند واقعهء عظيم نيز آن حضرت را واقع شد و به لطف الهى از جملهء آنها فارغ گشت .
گذشتن صاحبقران از پول سنگين
بعد از وقايع مزبوره حضرت صاحبقران گيتى ستان مدتى در يورت و مقرّ معهود توقف نموده به تهيه و تدارك اسلحه و يراق حرب و ادوات و اسباب طعن و ضرب و مراكب عالم نورد مشغول گشته ، در هر باب با امرا و نوئينان و سرخيلان بساط مشورت مبسوط فرمودى و آنچه زبدهء آراى امرا و نظرا بودى همواره بدان قيام و اقدام نمودى .
پس امير موسى و امير محمد و امير مؤيد ارلات را كه دو « 1 » امير بزرگ معتبر بودند ، با قرا بهادر نويان جهت جمع نمودن عساكر به ميان الوس برلاس روانه گردانيد . چون امير مؤيد و امير محمد و امير موسى به ميان الوس برلاس آمده مژدهء قدوم سعادت لزوم صاحبقران رسانيدند ايشان از نويد ورود مسعود خبر يافته مراسم شكرگزارى و سپاسدارى به تقديم رسانيدند و از روى كمال شوق و شغف به تهيه و تدارك امور سفر پرداخته مستعد رفتن به اردوى كيوان شكوه مىگرديدند .
هامش
( 1 ) . كذا ، ولى نام سه امير آمده است .