تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
رؤيا چنان مشاهده افتاد كه پنج كوكب نورانى به دفعات از جيب قبل برادرش طلوع كرده هر يك اوج گرفته بعد از لمحه [ اى ] آفل گشتند و در نوبهء پنجم كوكب به غايت عظيم و درخشنده طالع شده و اوج گرفته منشعب به شعاب متعدده گرديد . آن‌گاه هشت كوكب بر تلو همان به ترتيب از جيب خودش طلوع و هر كدام پس از ديگرى غروب كردند . مرتبهء هشتم نيّر جهان افروزى طالع و منشعب به شعاب گشته هر شعبه اختر نورانى شدند . لاجرم از غايت دهشت آن خواب غير ارتياب « 1 » بيدار شده . صبحى صورت واقعه را بر رأى صواب نماى والد ماجد عرض داشت . پدرش گفت نتيجهء خواب آن است كه از نسل پنجم قبل و از ظهر هشتم تو دو پادشاه به عالم ايجاد خرامند كه لمعات سيوف و اسنهء ايشان شرقا و غربا ساطع گردد . و از چند شعبه گرديدن اينكه اولاد امجادشان نيز به سلطنت رسند . اكنون مىبايد كه چون دولت از تو دور و برادرت قبل نزديك‌تر است با ظهور آن صاحب دولت از ظهر هشتم تو اولاد به پادشاهى [ و ] فرزندان تو به سپهسالارى قيام نمايند . پس درين باب وثيقه نوشته آن را به نماى پدر نامور رسانيدند تا چنگزخان بر ممالك جهان نافذ فرمان گرديد قراجار و طغاجارنويان كه دو برادر و قراجار جد امجد صاحبقران امير تيمور گوركان بود سپهسالار و حاكم الوس برلاس بودند و در هنگامى كه هلاكو ايلخان لشكر به فتح بلاد شامات فرستاد به دستور طغاجار به امير الجيوشى قيام داشت . بالجمله صاحبقران گيتى ستان شب شنبه بيست و پنجم شهر شعبان المعظم سنهء ست و ثلثين و سبع مائه مطابق سيچقان ييل مبداء و در سنوات مغول و ايغور از صلب همايون امير طراغاى و صدف مشيمهء مطهره تكينه خاتون به طالع جدى در خطهء دلكش كش كه به نخشب مشهور است [ 123 الف ] ، چون ماه نخشب طالع گشت . تفاوت اين بود كه ماه نخشب تا چهار فرسخ پرتو افكندى و ماه دولت اين صاحبقران خافقين را روشن و مزيّن گردانيدى و روز به روز نهال قامت با استقامتش در جويبار
« أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ »
قد كشيده همواره عاكفان صوامع ملكوت و مسبّحان مجامع جبروت جهت دفع اصابت عين الكمالش به مواظبت معوذتين قيام داشتند و روايح نسايم سعادت و شميم غنچهء خوشبوى دولت از
هامش
( 1 ) . اصل : التحاب .