تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
تا پاره پاره‌اش كردند و تبريزيان در ميدان با سر شريرش گوى بازى مىنمودند . آن‌گاه خزاين قارونى اشرف را تصرّف نموده به احدى از مردم آذربايجان آسيب نرسانيده از راه دربند روانهء دار الملك خود گرديد و در آن باب يكى از شعرا گفته است :
ديدى كه چه كرد اشرف خر * او مظلمه برد و جانىبك زر « 1 »
چوپانيه دو نفراند ايام حكومتشان از سنهء ثمان و ثلثين و سبع مائه تا سنهء ست و ثمانين و سبع مائه سى و شش سال بود . شيخ حسن شانزده سال ، ملك اشرف برادرش بيست سال . در اوايل بعض امرا ساتى بيك و برخى سليمان خان را از احفاد هلاكو خان به پادشاهى برداشته بودند . گويند اشرف چوپانى مدتى نوشروان نامى از طايفهء قبچاق « 2 » را به پادشاهى جلوس داده ملقب به نوشروان عادل ساخت و زنجير عدل آويخت . متظلمين ناچار دست تظلّم به آن زنجير مىزدند و مدّتى برين نسق ممتد گرديده اشرف كار خود را از پيش مىبرد .
هامش
( 1 ) . به صورت « ديگرى زر » نيز آمده است . ( 2 ) . اصل : فبحاق ( بدون نقطهء دوم ) .