تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧

ذكر محاربهء شاه شجاع با سلطان حسين و فتح كردن

آورده‌اند كه بعد از فوت سلطان اويس كه ذكرش در طى حالات ايلكانى بيان [ و ] سمت [ 116 ب ] تحرير خواهد يافت شاه شجاع لشكر به آذربايجان كشيد . سلطان حسين بن سلطان اويس در تبريز بود . با شاه شجاع مكررا محاربات كرده كارى از پيش نبرد و شاه تمامت آذربايجان را به حيّز تسخير آورد . سلطان حسين از سلطانيه لشكرى جرّار برداشته عازم رزم وى شد . هنگام چاشتى ، در صحرا شاه شجاع با امرا فرود آمدند كه چاشت كنند و همگى به اكل مشغول بودند . ناگاه سلطان حسين با لشكر بىشمار بر سر ايشان ريختند . شاه و سپاه از سرخوان برخاسته صف قتال برآراستند .
چه بايد بساطى برآراستن * كزان ناگزير است برخاستن
از طرفين نيران محاربه به سپهر اثير رسيد و تنور مقابله به نحوى افروخته گشت كه حوت بر تابهء گردون بريان مىگرديد و از سهم سهام خون آشام دلاوران نسر طاير از محاذات « 1 » رزمگاه برمىگشت و از نهيب گير و دار پردلان معركهء كارزار بهرام را در بام پنجم آسمان « 2 » لرزه بر اندام مىافتاد :
نهيب خورشيد [ ن ] كوس جنگ * ز سر هوش مىبرد و از روى رنگ
در آن اثناء شاه به نفس نفيس داد جلادت و مردانگى مىداد و ساحت ميدان را از خون شجعان رشك كان بدخشان مىنمود . از چشم زخم روزگار آن شاه پيلتن از اسپ باد رفتار دور افتاد و عموم خصمان از سواره و پياده رخ به وى آوردند . ملك باورچى ، بارگير قمر سير « 3 » رسانيده شاه را از فيل بند حادثه نجات داد و دشمنان چندان كه فرزين تدبير به هر طرف دوانيدند مفيد نيفتاد . ليكن هر چند شاه بر اطراف و جوانب نظر مىكرد امرا و حشم خود را مىديد كه با طبل و علم مىگريختند . شاه نيز ارادهء فرار داشت .
هامش
( 1 ) . اصل : محاذت . ( 2 ) . اصل : آشام . ( 3 ) . اصل : سر .