تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
اتابك به لعب نرد مشغول مىبود و با آنكه اتابك در همهء اوقات بر مجد فايق مىآمد عكس واقعه ، زر به مجد مىداد . سالى مجد بنابر ممانعت سفرى از اسفار از ملازمت ركاب اتابك [ 102 ب ] دور مانده قطعه [ اى ] درين باب گفته به جناب اتابك فرستاد . اتابك هر ساله يك صرّهء مصرى كه عبارت از هزار درست مغربى بود اضافهء ادرارات مجد در وجه او مقرر فرمود و اين بيت نيز از نتايج طبع وقّاد اتابك مشعّر برين معنى است :
از صرّه‌هاى مصرى يك صرّه الف دينار * بىلعب نرد گردد هر سال بر تو « 1 » قرار
چون بيست و نه سال از مدت سلطنت اتابك منقضى گشت كوكب طالع همايونش در مطاوى سر به درجهء ثامن رسيده رشتهء حياتش به مقراض نحوست كيد قاطع منقرض گرديد .

جلوس اتابك مظفر الدين ابو بكر بن سعد بن زنگى

بعد از اتابك سعد ، اتابك ابو بكر ولدش را ، امرا و نظرا از حبس بيرون آورده به جاى پدر منصوب گردانيدند :
چو ديرينه روزى سر آورد عهد * جوان دولتى سر برآرد ز مهد
وى پادشاهى ذى شوكت و صاحب شهامت بود . در فنون علوم مهارت و در . . . « 2 » فايق داشت و همواره آوازهء ابهت و طنين صيت جلالش زيور صماخ همگنان گرديدى ، و در حق علما و فضلا نوازشات گرانمايه نمود . در پايگاه و مراتب اصحاب علوم و ارباب مدارك فهوم على قدر مراتبهم ، درجات و ادرارات مقرر فرمودى . از اطراف و اقطار بلاد و امصار ، افاضل و كبراى امم احرام سدّهء سنيهء درگاه سپهر اشتباهش بسته به عواطف جميله و اصطناعات جزيله سرافراز گرديدندى . از ممالك فارس و كرمان و يزد و ابرقوه و كوه‌گيلويه و خوزستان و همدان تا فرضات سواحل درياى عمان فرمان قضا نوالش را به گوش اذعان و صماخ جان
هامش
( 1 ) . اصل : دولت . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 255 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان