تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
اهالى كرمان رفع آن نازلهء محدثهء مستبدعه را مستدعى گرديدند و در مطاوى عرايض ، استغاثه و الحاح تمام مىكردند . لاجرم اتابك وقتى كه فتح‌نامهء آن فتوحات گرانمايه را به كرمان مىفرستاد عميد الدين را كه وزير دويم بود فرمود تا در حواشى فتح‌نامه رفع رسم محدث عشر را در قلم آورد . اهالى كرمان ازين معنى خوشدل گشته به مراسم شكر ايزدى - جلّ و علا - پرداختند و كرمان مدتى در تصرّف نوّاب اتابكى بماند تا در شهور سنهء سبع و ست مائه نصرت ، رضى الدين محمد بن زيدان را فريفته اغوا « 1 » كرد تا كرمان را به تصرّف سلطان غياث الدين خوارزمشاه داد . و در تضاعيف آن حال كه اتابك به تسخير كوه‌گيلويه و خوزستان رفته دار الملك شيراز از ميامن بركات وجود اتابك با اعزاز خالى بود اتابك اوزبك بن پهلوان و كلچه « 2 » لشكر به شيراز برده خرابيها كردند . و نوبت ديگر كه اتابك به فتح بلاد همدان تجشّم فرموده بود ، سلطان غياث الدين لشكر بسيار به شيراز آورده نهب « 3 » و غارت موفور نمود ، ليكن سلطان غياث الدين احاد و اجناد [ را ] از قتل ممنوع داشت . چون از شيراز به عزم تاخت و تاراج كوه‌گيلويه رفت اتابك از همدان مراجعت كرده [ در ] شيراز خرابى مشاهده نمود . مدتى به معمورى و تكثير زراعت و عمارت شيراز قيام فرمود . بالجمله ممالك فارس بعد از امور مزبوره آبادانى تمام يافت . مورخين آورده‌اند كه عميد الدين ابو نصر وزير ، به كمال فضل و بلاغت و غايت درستى « 4 » و كفايت موصوف وصيت فضايل و نشر محامدش اناقهء افسر بيان سخنوران بود . از نبالت « 5 » قدرش يكى آنكه چون به رسالت نزد سلطان محمد خوارزمشاه رفت وى را در بارگاه شاه بر كرسى زرين [ اجازهء ] جلوس فرمودند . سلطان بديهه اين بيت گفت كه :
در رزم « 6 » چو آهنم و در بزم چو موم * بر دوست مباركم و بر دشمن شوم
هامش
( 1 ) . اصل : اغوى . ( 2 ) . شيرازنامه : ككجه . ( 3 ) . اصل : نهيب . ( 4 ) . اصل : درست . ( 5 ) . اصل : بيانت . ( 6 ) . اصل : بزم .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 252 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان