مصادقت گردانيد تا ماه سراپردهء جلالت و مريم حريم حرمت ملكه خاتون دختر اتابك [ 102 الف ] را كه درّهء صدف نباهت بود در سلك زوجيّت سلطان رستم توان جلال الدنيا و الدين منكبرنى درآورده جشنهاى فرخنده به تقديم رسانيدند .
اتابك ابو بكر ولد سعد ، راى پدر را در اين مواصلت به خطا محمول داشته به اغواى جماعتى از اشرار و افاسد تهيهء لشكر و ترتيب عسكرى نموده برجوشيد و بر سر راه پدر نامور آمده در حالتى كه عازم استقبال پدر بود قريب دار الملك با پدر مواجه گشته مانند رعد بهارى بخروشيد و از شست قصد و عمد تيرى بر جانب اتابك رها نمود . مگر بعد مسافت و ضخامت البسه اندكى ممانعت كرده چندان آسيبى به ذات مبارك نرسيد . اتابك مركب جهانيده عمودى بر دوش ابو بكر فرود آورد كه بيهوش گشته از بارگير قمر سير بر خاك معركه افتاد . آنگاه فرمان داد كه وى را محبوس گردانيده به قلعهء اصطخر بردند و از آن وقت تا مدت هفت سال آن دوحهء رياض و اجلال در محبس بماند .
ذكر فتح بحرين و طاروت و جزيرهء قطيف
در اواخر عهد دولت ، اتابك همت و الا نهمت به فتح جزيرهء وال كه اكنون به بحرين اشتهار دارد گماشته . اولا به قلعهء طاروت كه در ميان بحر عمان واقع گشته و از اطراف اراضى به غير ارض قلعه نداشت رسيده مفتوح فرمود و بحرين و قطيف را نيز به حيطهء تسخير آورده مقرر فرمود تا هر سال دوازده هزار دينار مصرى وافى به مشايخ قبايل اعراب آنجا رسانيد .
اعراب به اين قاعده راضى شده مدتى اين رسم مستمر بماند و امير محمد ابن ابى ماجد را از بحرين اخراج فرموده مظفر و منصور به شيراز معاودت كرد و مسجد جامع جديد را مشحون به صنوف تكلّفات و زيب و زينت تمام به اتمام رسانيد .
تشبيب رخسار شاهد سخن
آوردهاند كه مجد همگر از جمله شعراى مادح دودمان اتابكى بود . شبها با