و در ايام [ 79 ب ] خون زيد و عمرو را بر خود مباح مىدانند به خلافت احقّ و اولى باشند . اگر خداوند جهان توفيق دهد ، من شما را به خاندان رسول مباركتر گردانم .
اى شيخ اگر تو را درد دين دامنگير بودى به مصالح امور من و ناصر قيام ننمودى .
حالى بازگرد و خليفهء ناحق خود را بگوى كه جاى من در بغداد تعيين نمايد .
شيخ متحيّر بيرون آمده مراجعت نمود و سلطان را دعاى بد كرد . قضا را چون زوال ملك و دولت خلفا به دست سلطان مقرّر بود و مؤجل نگشته بود سلطان سپهر چهارم برج دلو را جهت قشلاق تعيين فرموده مقارن حال هوا سنجاب سحاب بر دوش گرفته البسهء قاقم « 1 » به چرخ و انجم طرح مىداد و دلوهاى آب به لب تشنگان بسيط زمين مىفرستاد .
كوه قاقم ، زمين حواصل پوش * چرخ ، سنجاب بر كشيد به دوش
برفى شگرف باريدن گرفته بود ، گريوهها و عقبهها مسدود گشت . چنانچه جنس آذوقه در اردوى سلطان نمودار كيميا و عنقا شد و يأجوج فتنهء سرما چون پرى از شيشه بيرون جسته سدّ راحت و رفاهيت را شكستند و مؤدّاى «
يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ
» « 2 » به وضوح انجاميد . سلطان سكندر مكان ناچار معاودت نمود .
منقول است كه ارباب تنجيم و اصحاب ارصاد و تقاويم كه سيّاحان اقاليم سبعهء افلاكاند در آثار علوى مشاهده نموده بودند كه در شهور سنهء احدى و ثمانين [ و ] خمس مائه كواكب سبعهء سيّاره در هفتم درجهء ميزان بر يك دقيقه قران نمايند و در زمان نوح - على نبينا و عليه السلام - كواكب مزبوره در سرطان كه برج آب است قران نمودند . طوفان آب ، روى زمين را خراب كرد .
درين واقعه كه دو برج با وى قران مىشود نتيجه آن خواهد داد كه عالم از باد سمت « عاليها سافلها » گيرد و حكيم اوحد الدين انورى در اين باب وثيقه نوشته بود .
لاجرم خلايق روز موعود سردابهها ساخته منزوى گرديدند و شخصى بر سبيل تعنت و امتحان چراغى بر سر مناره برده روزها [ 80 الف ] و شبها گذشت كه نسيمى بر
هامش
( 1 ) . اصل : قايم .
( 2 ) . اصل : يا ( ذو القرنين . . . مفسدين . . . ) .