تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

حكايت جشن سلطان

مورخين آورده‌اند كه سلطان دختر [ ى ] از والى كاشغر گرفت و جهت آن طوى عظيمى در النگ كهدستان « 1 » هرات كه زبدهء متنزهات جنت صفات است جشنى برآراست كه تا خوانسالاران قدرت ، خوان زمردين فام آسمان را به جام زرين و سيمين مهر و ماه آرايش و به نقل و فواكه الوان ثوابت و سيار كواكب پيرايش داده‌اند قرين آن ضيافت در انظار بينندگان ادوار جلوه ننموده گويا در وصف فواكه آن بزم گفته‌اند :
خربزه گويى كه نه دهقانش كشت * بلكه ترنجى است ز باغ بهشت
سبز خطى در خط آن موى نه * مشك دمى مشك بدان بوى نه
انارش چون لب دلدار خندان * حريفان را حريف آب دندان
شكل امرود تو گفتى كه ز شيرينى و لطف * كوزه‌اى چند نبات است معلق بر بار
سيب گويى وداع ياران كرد * نيمه‌اى گونه سرخ و نيمى زرد
بالجمله از جمله ضرورياتى كه در آن جشن به كار رفته بود چهل هزار من ميوه و بيست هزار من نان و چهار هزار گوسفند است ، سواى مرغ و ماهى و ساير اينها . از كثرت ظروف و اوانى طلا و نقره و مرصع آلات در آن چمن نزهت آيات مؤدّاى
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ
« 2 »
الْأَرْضِ »
بر ساهرهء زمين آشكارا گشت . گويند در آن روز چهل و پنج نفر به ايالت زانو بوسيدند و از حاضرين و غايبين پنجاه منشور ايالت نوشته به مهر مهر آثار رسانيدند . سلطان پرسيد كه آيا كسى قرين اين مجلس از اسلاف سلاطين ديده باشد . به موقف عرض رسانيدند كه مقرب الدين بن فلك الدين كه از طبقات اكابرزادگان سنجرى است و معمر گشته
هامش
( 1 ) . اصل : كهندستان . ( 2 ) . اصل : به غير .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 202 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان