تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
اينجا به پيام « 1 » و نامه بر نايد كار * شمشير دو رويه كار يك رويه كند
تكش را دبير « 2 » مدبّرى بود ملك شاه نام « 3 » ، جواب رباعى را گفته نزد برادر فرستاد :
صد گنج ترا ، خنجر برّان ما را * كاشانه ترا ، مركب و ميدان ما را
خواهى كه خصومت از ميان برخيزد * خوارزم ترا ، ملك خراسان ما را
القصه تا مدت ده سال فى ما بين كدورت و نزاع در ميانه بود تا سلطان شاه وفات يافت . خوارزم نيز ضميمهء ملك تكش گرديد تا به نوعى كه قبل از اين سمت ذكر پذيرفته با سلطان طغرل بن ارسلان كه رستم دستان زمان بود حرب نموده سلطان به قتل آمد [ و ] بلاد عراق و فارس بگرفت و رايات شوكت و اقتدارش به درجهء اعلى ارتقا و اعتلا يافت . افضل الدين حكيم خاقانى تهنيت را به ادا رسانيد كه :
مژده كه خوارزمشاه ملك صفاهان گرفت * ملك عراقين را همچو خراسان گرفت
ماهچهء چتر او ملكت قيصر گشاد * مورچهء تيغ او ملك سليمان گرفت
كمال الدين اسماعيل اصفهانى گويد :
اى ز رايت ملك و دين [ در ] نازش و در پرورش * اى شهنشاه فريدون فرّ اسكندرمنش
با فلك گفتم كجا دانى پناهى آن چنانك * بخت افتاده شود در سايهء او منتعش
صبح صادق با لب خندان اشارت كرد و گفت * حضرت سلطان علاء الدين و الدنيا تكش « 4 »
مسجد جامع دار المؤمنين سبزوار از ابنيه و آثار تكش خان است . وى بعد از مدت بيست و هشت سال سلطنت در سنهء خمس و تسعين و خمس مائه مطابق پيچىئيل سلطان محمد را وليعهد كرده به دار بقا پيوست .
هامش
( 1 ) . روضة الصفا : رسول . ( 2 ) . روضة الصفا : پسرى . ( 3 ) . اصل : نامه . ( 4 ) . ديوان كمال الدين اسماعيل اصفهانى ، به اهتمام دكتر حسين بحر العلومى ، ص 33 و 34 .