گرانمايه نيز مىيافتند ده نفر بودند و سركردهء ايشان ملك الشعراء امير معزى بود ، دويم حكيم اوحد الدين انورى و عمعق بخارى و اديب صابر و عبد الواسع جبلى و فريد كاتب و ملك عماد و سيد حسن غزنوى و دبيرى و مهستى كه محبوبهء سلطان بود .
ذكر جلوس سلطان محمود بن ملكشاه بن الب ارسلان « 1 »
بعد از سلطان دادگر سنجر ، محمود بن ملكشاه بر سرير پادشاهى تمكن يافت و محمود به جوارح شكارى مشغوف بود و در علوم نحو و حساب و فن تواريخ مهارت تمام داشت . گويند همواره چهارصد قلادهء سگ معلم با طوق زرين و جلهاى زربفت به شكار بردى .
وى مدت دوازده سال من حيث الاستقلال پادشاهى كرد و از شعرا ابو المفاخر رازى در ملازمت او به سر مىبرد و در طى اشعار آبدار خود وى را نكو مىستود .
چون مدت حيات مستعارش درگذشت ارسلان شاه قايم مقام وى گشت .
جلوس ارسلان شاه
چون ارسلان شاه به تاريخ سنهء اربع و خمسين [ و ] خمس مائه پاى بر پايهء سرير سپهر نظير گذاشت در تقويت زيردستان و قلع و قمع زبردستان كوشيده لشكريان و سرخيلان سپاه را مراعات نمود . وى پادشاه خردمند لطيف طبع بودى و همواره در پايگاه فضلا و شعرا افزودى .
صاحب تاريخ سلاجقه روايت كند كه در يكى از اعياد سلطان و الا نژاد به عيدگاه مىرفت . هفت هزار سوار زربفت و اطلسپوش ، كمر و شمشير طلا ، شماره نموده كه با سلطان [ 71 الف ] بودند . ليكن دوران عمر و دولتش چون عهد گل و شور بلبل كم بقا بود و روزگار غدّار به عهد سلطنت او زياده از هفت سال ابقا ننمود و سلغريان در زمان ارسلان شاه بر فارس دست يافته رايات استيلا و اعتلا برافراختند .
هامش
( 1 ) . در بعضى موارد در نسخه الب ارسلان به صورت « البرسلان » ضبط شده .