تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

جلوس طغرل بن ارسلان

بعد از ارسلان شاه طغرل بن ارسلان جلوس نمود . وى پادشاه شجاع و متهوّر بود و اسلحه را خوب كار مىفرمود و قزل ارسلان در عهد دولتش به اتابكى وى قيام داشت . طغرل نمىخواست كه قزل ارسلان دخيل و كفيل مهمّات باشد ، تكش خوارزمشاه را كه در آن وقت تسخير بلاد خراسان كرده مستقل گشته بود طلب نمود كه دفع شرّ قزل [ ارسلان ] نمايد . چنانچه در طى احوال قزل ارسلان گفته خواهد شد - ان شاء اللّه العزيز - تكش با لشكر بىپايان از خراسان آمده در حوالى رى با سلطان ملاقات نموده ، سلطان در حالتى كه از سورت شراب مست طافح بود بىآنكه اسلحهء جنگ بر خود مرتب گرداند گرز هفت من فولاد ناب كه به كار مىبرد برداشته سر راه بر لشكر تكش گرفت و چند نوبت ميمنه و ميسرهء سپاه وى را بر هم زد و بالاخره از غايت مستى گرز را بر دست اسپ خود زده از پاى درافتاد و قتلغ اينانج فورا سرش را از ملك بدن برداشت . عساكر سلطانى ناچار به خدمت تكش رفته ملازمتش اختيار نمودند . تكش جسد سلطان را با آن كه ولىّ نعمت‌زاده‌اش بود بر دار آويخت و دولت آل سلجوق سواى طبقهء ثانيه كه در ملك روم و طبقهء ثالثه كه در كرمان سلطنت نموده‌اند به طغرل اختتام و انجام پذيرفت . و شيخ گرامى ، نظامى ، كتاب خسرو و شيرين را به نام وى موشح فرموده و اين رباعى از نتايج طبع سلطان طغرل است :
ديروز چنان وصال جان افروزى * امروز چنين فراق عالم سوزى
افسوس كه بر دفتر عمرم ايام * آن را روزى نويسد اين [ را ] روزى
مدت ملك وى بيست سال بوده و بعد از ملكشاه و سنجر از سلاطين سلاجقه احدى به عدالت [ 71 ب ] طغرل نشان نداده‌اند .