تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
نوشيروان و احدى از سلاطين زمان مثل آن نشان نمىدهند و از وى چهار پسر تخلّف نمود : 1 - بركيارق ، 2 - سنجر ، 3 - محمود ، 4 - محمد .

گفتار در جلوس سلطان بركيارق بن ملكشاه و مآل احوال وى

چون تاج و سرير خلافت از ميامن بركات صاحب تاج و سرير خالى ماند و به حكم وصيت سلطان و صواب ديد نظام الملك در عهد سلطان ولايت عهد به سلطان بركيارق حوالت رفته بود بركيارق بر تخت آسمان بخت جلوس فرمود و ممالك خراسان را در قبضهء اختيار و اقتدار برادر عالىگهر خود شاه سنجر گذاشته خود به تمهيد قواعد سلطنت و تمشيد مبانى دولت و بسط بساط معدلت قيام و اقدام نمود . تا در سنهء سبع و ثمانين [ و ] اربع مائه تكش بن الب ارسلان كه سلطان ملكشاه هر دو جهان بينش را به ميل آتشى مكحول فرموده بود [ 66 الف ] [ بر ] برادرزادهء بركيارق خروج نمود . سلطان در آن وقت محاربهء تكش را مقرون به مصلحت نمىدانست تا خبر وفات تركان خاتون رسيد سلطان به آن صوب عطفهء عنان فرمود . محمود از ورود سلطان مخبر گشته استقبال برادر كرده در پشت اسپ با يكديگر ملاقات نمودند . چون هر يك به مقرّ عزّ خود شتافتند غلامان ملكشاهى به حمايت محمود بر سر بركيارق ريخته وى را در منزلى بىاختيار نموده محمود را جلوس دادند و محمود سه روز سلطنت كرده به مرض جدرى درگذشت . فاعلان اين افعال به خدمت بركيارق رفته عذر مافات خواستند .

ذكر فتنهء مؤيد الملك وزير بركيارق

چون از جلوس بركيارق مدتى مقتضى شد ، مؤيد الملك ولد نظام الملك را وزارت داد و در سفر خراسان مؤيد الملك يكى از غلامان سلطان ملكشاه را جلوس فرموده وزارت او را به استقلال پيش گرفته هر چه مىخواست از پيش مىبرد . بعد از سه چهار ماه با لشكر موفور و عدّت و آلت نامحصور به حرب بركيارق روانهء اصفهان گشت . از نوادر آن كه در ساوه يكى از فدويان ملاحده پادشاه جعلى را به قتل آورد . مؤيد الملك از آنجا به آذربايجان رفته محمد بن ملكشاه را به پادشاهى تعيين