تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
منيف محمدى ، رئوس منابر را به خطبهء دين شريف احمدى - صلى اللّه عليه و آله الطاهرين - زيب و زينت داده بودند با لشكر بىحدّ و مرّ قيصر برابر گشته با دل قوى به وثوق نصرت يزدانى و عزم متين رزين به تأييدات آسمانى مانند رياح عاصف و برق خاطف بر درياى فولاد لشكر قيصر حمله آورد و بين الجانبين آتش فتنه و شين به فلك اعلى ارتقا يافت . از غمام آجال باران تير مرگ آهنگ و تگرگ گلولهء تفنگ بر مزارع آمال مردان جنگ مىباريد و فحواى
« يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ »
به گوش هوش ارباب سروش مىرسيد . از فروغ قباب سپرهاى حلبى و برگستوان چينى فضاى رزمگاه چون نقوش تختهء ارژنگ « 1 » بود و سطح هوا از لمعان رماح « 2 » مصقول و بريق مرهفات سيوف مسلول مانند جناح طاووس به صد رنگ مىنمود .
ز هرّاى اسپان و گرد كبود * زمين ز آسمان هيچ پيدا نبود
فرو شد به ماهى و بر شد به ماه * خروش سواران و گرد سپاه
جهان شد به كردار درياى قير * همه موجش از خنجر و گرز و تير
در عين گير و دار و مطارده و پيكار فوجى از ميمنهء سپاه سلطان روزگار فرار بر قرار اختيار نمودند . سلطان چون [ 58 الف ] پيل دمان سر راه بر ايشان گرفته فرمود كه توقع داريد كه بعد از فرار از دستبرد روميّه فارغ خواهيد ماند . پس به نام نيكو اگر كشته شويد بهتر از آن است كه به ننگ هلاك گرديد . آن‌گاه بعضى را مرتدع نموده برخى گريزان « 3 » شدند تا آفتاب به نصف النهار رسيد و از تاب التهاب كانون خورشيد ، سرطان در آب روان بريان مىگرديد . ناگاه باد سمومى كه نمودار بخار يحموم بود ، بر لشكر سلطان وزيدن گرفت . سلطان را آب در ديدگان به گردش آمده به زبان عجز و نياز به مناجات پذيرندهء حاجات مشغول گشته گفت اى داور دادگر چه شود كه بنا بر پاس دين متين رسول امين و پيغمبر راستين خود اين ترك ضعيف را بر اين طايفهء بدكيش شقاوت
هامش
( 1 ) . اصل : ارژك . ( 2 ) . اصل : رياح . ( 3 ) . اصل : گرزان .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 156 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان