دويست هزار سوار جرّار و كمانهاى رعد و عرادهها « 1 » و مجانيق و تهيه و تدارك آذوقهء يك ساله به ايران آمده و در وسط سرادقات جاه و جلال خرگاه چهل سرى از اطلس فرنگى نصب نموده ، قفيزهاى مرصع به لئآلى متلألى مرتب گردانيده ، كرسى از يك پاره طلاى احمر گذاشتهاند و قيصر بر زبر كرسى نشسته .
در برابر موازى چهل صف از جثالقه و اساقفه با مجمرهاى زرين خورشيد آيين استاده ، بخار بخور عود و عنبر به مشام صفوف روحانيون سپهر اخضر مىرسانيد [ ند ] ، و موازى چهل صف ديگر قسّيسين « 2 » از بطارقه مجمرهاى مرصّع در دست گرفته اقانيم ثلاثه و كليم اللّه را حمد و ثنا مىگويند ، و جمعى ديگر از رهابين به تذكار محامد و مناقب عزير رطب اللسان و به اظهار « العزير ابن اللّه » عذب البياناند .
و بر حوالى بارگاه آسمان جاه موازى هشت هزار بيلدار بيلهاى گران سنگ در دست گرفته مترصد فرماناند كه اگر به خرابى كوه البرز و دماوند اشاره فرمايد فورا غبار آثار بر فلك دوّار رسانيده اجزاى احجار آن را
« هَباءً مَنْثُوراً »
كرده متلاشى سازند .
و همچنين دوازده هزار تبردار تبرهاى عظيم بر مناكب « 3 » اذعان فرمان گرفته منتظر فرمودهاند ، [ 57 ب ] و موازى ده هزار نفّاط قارورهافكن لشكرشكن قوارير نفط در دست و چشم بر رهگذر فرمان دارند كه هرگاه مقرر فرمايد آتش بلا بر فلك اعلى و چرخ اسمى رسانند و خرمن اعمار اعالى « 4 » را چون برق خاطف بسوزانند .
سلطان مؤيد من السماء دست توسل و اعتصام به حبل المتين توكّل حضرت ملك منعام استحكام و ابرام داده بر چهار بالش
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
متكى شده با پنجاه هزار سوار درياگذار فولاد خوار آتش كردار برق قرار كه همواره در منازل و معارك ، دولت آسا ملازم ركاب نصرت انتما بودند بىآن كه به اجتماع وفود جنود مسعود امرا فرمان دهد به استقبال قيصر ايلغار نموده فرمود كه ارقام و فرامين به احضار لشكر قيامت اثر روانه گردانيدند .
و خود از برق و باد سرعت سير استعاره نموده روز جمعه كه خطباى ملت
هامش
( 1 ) . اصل : عراوها .
( 2 ) . اصل : قستين .
( 3 ) . اصل : مناك .
( 4 ) . اصل : عالى .