تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
مورخين آورده‌اند كه از زمان هجرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - تا عهد پادشاهى الب‌ارسلان در دواوين عدالت آيين مناشير و فرامين « 1 » را به لغت عربى مرقوم مىگردانيدند و در زمان وزارت خواجه ابو على شادان مزبور به دستور ابو نصر عميد الملك بنا بر قلّت استطاعت بلكه عدم دانستن لغت عربى مقرّر داشت كه كتّاب ديوان انشاء ، ارقام و احكام را به لفظ فارسى در قيد كتابت آورند . و از آن وقت اين رسم باقى ماند و كار بر عديم البضاعه [ اى ] چند آسان گرديد .
ان آثارنا تدلّ علينا * فانظروا بعدنا الى الآثار
مروى است كه چون ابو نصر دست كفايت از اكمام وزارت بيرون آورد ، بنابر غلوّى [ كه ] كندريان در تشيّع مىدارند همواره زبان به شتم و سبّ اصحاب ثلاثه مىگشود . نظام الملك در مقام قصد و دفع وى آمده با لطايف الحيل چنان كرد كه سلطان را بو نصر مشعر « 2 » گشته وى را بكشت . در حينى كه سيّاف ارادهء قتل وى داشت با او گفت [ 57 الف ] وصيّتى به تو دارم ، بايد كه بعد از قتل من به نظام الملك بگويى كه ابو نصر عميد الملك مىگويد معاملهء من سهل است ؛ ليكن رسم وزيركشى در دودمان سلجوقى گذاشتى و با تو نيز همين معامله رود . تا در اواخر حال وزير صاحب اقبال را نيز فدوى ملاحده به قتل رسانيد و مضمون صدق مشحون « من حفر بئرا لاخيه وقع فيه » به وضوح پيوست .
در اين گنبد به نيكى بركش آواز * كه گنبد هر چه گويى گويدت باز

گفتار در تسخير فارس و كرمان به دست سلطان

منقول است كه چون سلطان به دفع مواد استبداد قزل ارسلان به فارس و كرمان نهضت فرموده فتح كرد و ممالك فارس و خطهء كرمان را كه در آن وقت به « ختاى كوچك » اشتهار داشت ضميمهء ممالك محروسه گردانيده زمام رتق و فتق و حلّ و عقد آن محال را به قبضهء اهتمام دو سه نفر از دولتخواهان نكوفرجام گذاشته مراجعت فرموده به مسامع عزّ سلطانى رسيد كه ارمانوس - قيصر روم - با موازى
هامش
( 1 ) . اصل : فرمامين . ( 2 ) . اصل : مشيعر .