تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
شهريارى بر تارك تاجدارى گذارد موجباتش از چرخ ببارد و بواعث آن [ بر ] در و ديوار برويد . مصداق اين مقال صورت احوال خجسته مآل آل سلجوق است كه ماهچهء طوق عالم آراى ايشان به شرق و غرب لمعهء ظهور انداخت . بالجمله چون سلطان مسعود از طغرل بيك هزيمت نمود به ساعت فرخنده در شهر شادياخ نيشاپور قرين هزار گونه بهجت و سرور جلوس فرمود و بعد از چند روز رايات آفتاب اشراق به صوب بلاد عراق و آذربايجان و شروانات و جيلان و طبرستان برافراخته در اندك وقتى مسخر گردانيد ، و نوبت ديگر در اصفهان « به ساعتى كه تولا بدان كنند نجوم » پاى بر پايهء تخت سلطنت نهاده جلوس كرد و خليفه القايم لامر اللّه [ 56 الف ] در صحبت علامهء نحرير قاضى ابو الحسن « 1 » ماوردى خلعت و منشور سلطنت جهت سلطان ارسال داشت . آن‌گاه سلاجقه ، ملك را بر اولاد كثير الاعتنا توزيع و تقسيم نمودند چنان كه خراسان [ را ] به چغر [ ى ] بيك ، برادر مهتر و كرمان و طبس را به قاورد بن چغر [ ى ] بيك ارزانى فرمود و خود عراق عجم را مستقر دولت و كرامت ساخت . چون مدت بيست و شش سال از سلطنت سلطان طغرل گذشت فرمانفرمايان بلاد ، غواشى اطاعتش بر حواشى جان و دوش اذعان كشيدند . سلطان به مواصلت خليفه رغبت نموده در اين باب نامهء محبت آيين با تحف و هدايا و مجلوبات و مصنوعات روم و چين به خدمت خليفه فرستاد . خليفه اولا به معاذير ناموجه متمسك شده دفع الوقت كرد . سلطان به تجويز ابو نصر عميد الملك كندرى كه وزير سلطان بود دست خليفه را از تصرّف اموال ديوانى كوتاه گردانيد تا طوعا او كرها به تسليم آسيه بنت « 2 » اسوه « 3 » راضى شد . سلطان اسباب مواصلت مهيّا نموده مىخواست كه زفاف در ملك رى واقع شود . لاجرم معتمدان و عظماى ممالك را با خزاين بىمرّ و عدّ و لوازم [ و ] اسباب طوى به بغداد فرستاد تا مهد عليا و بانوى عظمى را چون عروس حجلهء خاور در عمارى زرين جاى داده به عظمت و جلالت كه در مخيلهء هيچ يك از اساطين سلاطين نگنجيدى ، روى به رى آوردند .
هامش
( 1 ) . اصل : ابو الحسين . ( 2 ) . اصل : سق . ( 3 ) . كذا .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 152 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان