تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
جليل القدر معروف به صاحب گرديد و قبل از وى احدى به اين اسم مسمّى نشده بود . مورخين آورده‌اند كه چون صيت ابهت و شوكت عضد الدوله به اقاصى و ادانى رسيد خواست كه قيصر روم را به اطاعت خود درآورده ملتزم جادهء فرمانبردارى نمايد . وزير صائب تدبير خود را كه به جودت رأى رزين و خرد متين موصوف بود گفت كه ترا به رسم تجّار به روم بايد رفت و به هر تدبير و حيله كه باشد با قيصر ملاقات نموده التماس نمايى كه مىخواهم درين ملك مسجدى بسازم و بعد از آنكه از قيصر اجازت بناى مسجد گرفته باشى اين طومار را كه در ميان درج درج مىنمايم در زيرزمين دفين سازى تا چون بناى عمارت را حفر نمايند طومار را بيرون آورده به نظر قيصر رسانى . آن‌گاه در آن طومار كه از جلد غزال بود به خط عبرى نوشت كه در تاريخ كذاى پادشاهى به اين صفات عضد الدوله نام جلوس كند كه هر كس از سلاطين صاحب تمكين اطاعت وى ننمايند ، مقهور شود . وزير بر حسن تدبير پادشاه بىنظير آفرين نموده به فكر تهيهء اسباب سفر قيام فرمود . عضد الدوله نيز مال وافر و جمعيّت متكاثر همراه وزير كرده روانهء روم گردانيد . چون وزير به ملاقات قيصر فايز گشت ، تحفه و هديهء بسيار به رسم راه آورد به قيصر فرستاده استرضاى خاطرش نمود . آن‌گاه اجازت عمارت مسجد خواسته قيصر فرمود تا در هر مكان كه خواجهء تاجر خواهد بناى عمارت گذارد احدى ممانعت « 1 » نكند . پس خواجه زمين انتخاب و درج معلوم را مدفون نمود . روز ديگر كه شروع در حفر بنا كردند در حضور وضيع و شريف مرز و بوم روم درج مختوم بيرون آمد . روميان به زعم گنج نامه آن را به خدمت قيصر برده بخواندند . [ 47 الف ] قيصر متعجب گشته چند روز بساط مشورت مبسوط گردانيد . بالاخره آراى آن قوم به اطاعت و محبت با عضد الدوله قرار گرفته ايلچى با تحف و طرف « 2 » و مجلوبات بلاد در صحبت خواجهء تاجر به خدمت عضد الدوله فرستاد . وزير تاجر لباس ، صورت واقعه را به عضد الدوله اعلام نمود . عضد الدوله فرمود تا شادروان
هامش
( 1 ) . اصل : انعب . ( 2 ) . اصل : ظرف .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان