تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
پس در روزى كه ميعاد مقابله و مقاتله بود هنگام صبحى كه شهسوار زرين تاج آفتاب بر سبز خنگ سپهر فيروزه فام فيروزى ركوب نموده برگستوان ياقوت اصفر بر جواد چرخ اخضر افكند ، على بر اسپ فيروزه فام فيروزه نام سوار گشته متوجّه محاربه شد . ناگاه انگشترين فيروزه نگين در اثناء راه يافته به آن نگين فيروزه ظفر نام به ظفر و نصرت بر آن قوم بىفرجام اميدوارى تمام به هم رسانيد . چون از طرفين تساوى و تلاقى صفى روى داد به اندك دستبردى لشكر ياقوت شكست يافته سالك مسالك انهزام گرديدند و فحواى
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
روشن و مبرهن گشت و ديگرباره خزاين معموره كه خليفه همراه ياقوت فرستاده بود به دست على آمد و على مظفر و منصور به فارس رفته در شيراز قرين هزار گونه اعزاز و امتياز بر سرير بىنظير پادشاهى جلوس فرمود .

ذكر بعضى امور سانحه

چون على بر مسند كامرانى متكى گرديد منجّم معبّر نوشته را نزد وى برد . على وى را ملازم درگاه سپهر پايگاه [ 45 ب ] فرمود . نوازشات شاهانه نمود و لقب گرانمايهء عماد الدوله را قرين اسم سامى گردانيد . در آن حالت خبر به على رسيد كه مرداويج بن زيار در حمام اصفهان به دست يكى از مماليك مقتول گشته وشمگير بن زيار برادرش وارث ملك گرديد . لشكر به اصفهان برده با وشمگير كه عن قريب احوالش در طى چمن اول از روضهء دويم سمت تذكار خواهد يافت حرب نموده و وشمگير هزيمت يافته به طبرستان رفت و اصفهان ضميمهء ممالك محروسهء على گشت ، آن‌گاه عراق [ را ] به ركن الدوله حسن بن پويه برادر خود مفوّض داشت به فارس معاودت نمود .

طلب نمودن عماد الدوله عضد را از برادر

چون مدت نود سال از عمر عماد الدوله على منقضى گرديد و شب شباب به سفيدى صبح كافورى انتساب مبدّل گشت وى را مرضى مزمن تارى شد . لاجرم به ركن الدوله حسن برادرش نامه‌اى به اين مضمون نوشت كه :