بالله را به خلافت تعيين فرمود و بيست و يك سال امير الامراى بغداد بود .
آوردهاند كه معز الدوله در تشيّع غلوّى تمام داشت . فرمود تا بر دروب و كتابههاى مساجد و بقاع بغداد منقور و منقوش گردانيدند كه « لعن اللّه معاوية بن ابى سفيان و لعن اللّه من غصب فدكا و لعن اللّه من منع ان يدفن الحسن عند قبر جدّه و لعن اللّه الظالمين لآل محمّد » و مؤذنان را به گفتن « على ولى اللّه و حىّ على خير العمل » مأمور داشت .
خليفه از وى التماس نمود كه سنّيان مفاسد عظيمه را باعث مىشوند . اگر امر نمايى تا به همين اكتفا نمايند كه « لعن اللّه الظالمين لآل محمد » هر آينه اولى باشد .
معز الدوله راضى شده همان كلمات را نقش كردند .
عبد الرحمن ابن جوزى روايت كند كه ربيع الثانى سنهء احدى و خمسين [ و ] ثلث مائه معز الدوله در بغداد لعنت آغاز نهاد و تعزيت عاشورا را رسم نمود ، و در ذو الحجهء اثنى و خمسين [ و ] ثلث مائه مراعات عيد غدير خم را آيين فرمود . - رحم اللّه معز الدوله .
آوردهاند كه چون بعد از وفات عماد الدوله ، ركن الدوله مريض گرديد ، عضد الدوله از فارس به ديدن پدر رفت . ركن الدوله عضد الدوله و مؤيد الدوله و فخر الدوله پسران خود را بخواند و ممالك را فى ما بين ايشان توزيع و تقسيم نمود .
فارس و كرمان را تا نواحى بغداد به عضد الدوله داد ، و همدان را با جبال [ و ] رى و طبرستان به فخر الدوله مفوّض فرمود ، و يزد و قم و كاشان و اصفهان را به مؤيد الدوله گذاشت ، و همگى را به اطاعت عضدى مأمور گردانيده جهان فانى را بعد از سى و چهار سال پادشاهى گذاشته درگذشت .
آنگاه عضد الدوله [ 46 ب ] به فارس رفت و ابن العميد ابو الفضل على بن محمد بن حسن بن پويه را كه به كمال فضل و كمال آراسته بود و از علوم نجوم و مجسطى و فلسفه بهرهء وافى داشت و در فنون سپاهيگرى جميل الرياسه بود و در كتب رسايل يد بيضا داشت به وزارت خود ممتاز نمود ، و گفتهاند :
بدأت الكتابة بعيد الحميد و ختمت بابن العميد
گويند اسماعيل بن عباد كه به صاحب اشتهار يافت از شرف صحبت آن