بهرام آورده ملك هندوستان را پيشكش وى نمود . بهرام بر سرير سلطنت هندوستان جلوس نموده بعد از شش ماه ملك [ 39 الف ] هند را به نيابت خود بر تخت نشانيده عزم ايران نمود . ملك هند دختر را با مال و خزاين بىقياس همراه بهرام نمود . چون بهرام به ايران رسيد اهالى ايران استقبالها كرده شهرها را آذين بستند . گويند كه بهرام تا هفت سال خراج از رعايا برگرفت .
محمد جرير طبرى گويد كه چون زنان مطربه در ايران نمىبودند بهرام كس نزد ملك هند فرستاد تا دوازده هزار خانهء مطاربه از كابل به ايران روانه گردانيد و كاوليان از آن فرقهء جليلهاند .
آوردهاند كه بهرام وزيرى داشت نرسى نام كه در محاسبات ملك و مال و موازنهء حصول امانى و آمال نامش سر ورق دفاتر روزگار ، و افعال ستودهء وى گوشوار مفردهء ليل و نهار بود . وى را چهار پسر بود : اول سمنگان ، ديگر زراوند ، ديگر حبش ، ديگر فرخزاد .
بهرام سمنگان را سپهسالار ، و زراوند را موبد موبدان ، و حبش را مير ديوان نمود . نرسى را سركردهء لشكر كرده با چهار پسر به حرب قيصر فرستاد . چون قيصر از اين معنى خبر يافت پذيراى باج و خراج و طالب مصالحه شد . ايلچى نزد نرسى ارسال داشت . نرسى با قيصر صلح نموده مقضى المرام « 1 » جمله نزد بهرام آمد ، و جهان بهرام را مصفّى شد .
مورخين روايت كردهاند كه چون بهرام خراج هفت ساله از رعايا باز مىداشت امرا و اركان رنجيده به خدمتش عرض نمودند كه اساس كرياس دولت سلاطين جم التباس از خزانهء مشيّد و بساط با انبساط حشمت و شوكت از دراهم و دنانير ممهّد است ، و در صورتى كه خزانه خالى از درم باشد خرابه است .
بهرام جواب داد كه هرگاه مرغ دلهاى آزادگان و خداوندان شوكت را به دام و دانهء انعام و احسان صيد توانم نمود از خزانه بىنيازم و چون فرّ ايزدى و تأييد آسمانى از من تراجع نمايد ، هر آينه خزانه نفع ندهد و دفع اضرار [ و ] اشرار ننمايد .
خاص ز بهر كرم آمد درم * بين گذر قاقيه اينك كرم
هامش
( 1 ) . مقتضى المراحله .