كه در فنون معمارى به چابكدستى بر طاق هشت رواق اطلس مقرنس بستى و مجسطى دانان اقليدس گشاى هندسى نماى در ظل مقياس بلند اساس وى نشسته جهت ساختن عمارات به دست آورده ، باغى جهت بهرام بساخت و دو قصر بديع البنيان و رفيع الاركان در آنجا بنا نهاد . يكى مشهور به خورنق يعنى خورشگاه . ديگر خانهء سه درى كه به سدير مشتهر « 1 » گرديد .
و سنّمار آن دو قصر را چنان ساخته بود كه صبحگاه ازرق و چاشت سپيد و ظهر اصفر در نظر مىنمود . و باغى طرح كرد به نحوى به صنوف رياحين متنوعه و اقسام گلهاى مختلفه آراسته و پيراسته كه نقوش اسليمى و خطايى در هنگام مشاهده از آن به عمل مىآمد و اليوم بساتين نزهت آيين ارم تزيين را از سبب خوبى به خورنق مثل زنند .
چون سنّمار معمار قصور بىقصور و باغ مزبور را به شرح مسفور ساخته خاطر از آنها بپرداخت نعمان صلهء سنّمار را به قدر كار وى نداد . سنّمار نوبتى اظهار كرد كه اگر صلهء من در خور جفايى كه برده بودم به عمل مىآمد عمارت را به نوعى مىساختم كه به حركت آفتاب متحرك مىگشت . نعمان در خشم رفته سنّمار را از بام قصر به زير انداخت . برخى گفتهاند كه سنّمار به قوت نيرنجاتى كه داشت غايب شد . ليكن صلهء معكوس سنّمار مشهور است . گويند كه اين نعمان پدر امرء القيس كه از شعراى مشهور عرب است بوده .
چون بهرام به سن تميز رسيد وى را ذوق كماندارى و سلحشورى به هم رسيد . ممارست اينها نمود تا در اكثر فنون ماهر گرديد .
منقول است كه منجّمان يزدجرد گفته بودند كه وفات او در كنار چشمهء سبز باشد . لاجرم يزدجرد به هيچ سرچشمهاى نمىرفت . تا نوبتى وى را به جهت گوشمال بعضى خصمان سفر خراسان روى نمود . در اثناى راه به كنار چشمه [ اى ] وارد گرديد كه به غايت بعيد العمق بود . مقارن حال اسپى « 2 » پر خط و خال از چشمه بيرون آمده به دنبال ماديانى رفت . يزدجرد را حيرت دست داده مشغوف خوبى آن اسپ گرديد و فرمود تا كمند افكنان اسپ را گرفته [ 38 الف ] به خدمتش آوردند . آنگاه
هامش
( 1 ) . اصل : بهتر .
( 2 ) . چون رسم كاتب بر نوشتن اسپ است ضبط او رعايت شد .