عهد ملك هياطله به تركستان رفت و او را از ظلم و جور منزجر و مرتدع فرمود و با خشنواز ترك حرب نمود و در دست وى هلاك شد .
پادشاهى قباد چهل و دو سال بود
بعد ازو قباد بر سرير ايران جلوس نمود . گويند قباد پادشاه ذوى الاحتشاد بود . در عهد او مزدك ملحد دعوى بىمعنى پيغمبرى كرده جهان را بشورانيد و نوشيروان « 1 » خلف ارجمندش دفع شرّ مزدك نمود . در حيات پدر يك روز هفت هزار نفر را در زير خاك كرده مزدك را بر دار اعتبار نمود .
قباد پادشاهى را به نوشيروان وصيت كرده خود به عبادت مشغول گرديد و نوشيروان به معنى كامران است .
از سخنان قباد است در نصيحت نوشيروان كه : « يا بنى لا تدخل فى مشورتك بخيلا فأنه يقصر بك عن غاية الفضل و لا حسبانا فأنه يضيق عليك الامور عند انتهاض الفرصة . »
پادشاهى نوشيروان شصت سال بود
بعد از قباد بن فيروز چون سرير سلطنت به فرّ ذات نوشيروان عزت سپهر برين [ 40 الف ] گشت اعيان ملك را گفت نظام امور مهمل و كارها مختل شده ، سفلگان مباشر مهمات محال و اكابر ز [ ا ] دگان نژند و پريشان حال شدهاند . اگر من متقلّد امر پادشاهى باشم تبديل اين اوضاع كنم و دماء در معرض اراقت آيد . شما ديگرى را بر خود امير سازيد . همگى گفتند آنچه مطابق راى جهانآراى تو باشد هر آينه محض خير و صواب است . آنگاه به مهمات ملكى [ روى ] نمود .
آوردهاند كه شگال كه ابن آوى و شغال گويند ، در ايران نبود . در زمان نوشيروان از تركستان آمد . شبى صداى موحش آن به گوش نوشيروان رسيد .
نوشيروان « 2 » پرسيد كه سبب پيدا شدن اين جانور چيست . ابوذر جمهر گفت چون جور و ظلم در ممالك شيوع يابد چنين چيزها به هم رسد .
هامش
( 1 ) . كذا در همه موارد ولى نوشروان درست است .
( 2 ) . اصل : ابوذر جمهر .