تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
نوشيروان منهيان به ولايات فرستاد تا در خفيه تحقيق سلوك عمّال نموده خبر دادند . آن‌گاه نود نفر را كه در محال بعيده ظلم كرده بودند به قتل آورد و عقبات و گريوه‌هاى شوارع را هموار كرده قلاع و رباطات بنا كرده راه‌نشينان و حارسان بازداشت . نوبتى ملك باب الابواب به نوشيروان معروض داشت كه اتراك دشت خزر به ايران آمده خرابى مىنمايند . نوشيروان فرامين به ولايات محروسهء خود كه از منتهاى هندوستان و ماوراء النهر و خراسان و دربند خزران و طبرستان و فارس و كرمان و عراق و جزاير « 1 » و بحرين و عمان و سمانه « 2 » و يمن تا سرحد مغرب بود در قلم آورد كه بنّا [ و ] عمله و فعله جهت عمارت سدّ باب [ الابواب ] روانه نمودند . از جمله چهار هزار بنّا بودند و در مدت دوازده سال سد به اتمام رسيد . چنانچه شيخ آذرى عليه الرحمه فرمايد :
آن شنيدى كه سدّ « 3 » باب الباب * در زمان قديم بود خراب
تا كه در مدت دوازده سال * كرد معمور كسرى آن به كمال
آن‌گاه طاق كسرى ، بنا نهاده زنجير عدل آويخت .
معدلت جستند از نوشيروان ، زنجير ساخت * بين چه محكم نكته [ اى ] در كاربرد از عاقلى
يعنى از ديوانگى جز قابل زنجير نيست * هر كه از ما ظالمان جويد نشان عادلى
صاحب تاريخ روضة الصفا [ گويد ] نوشيروان لشكر به حرب قيصر برده وى را شكست فاحش داد . فى ما بين مصالحه شد . نوشيروان را اوضاع شهر انطاكيه مقبول خاطر گشته شكل انطاكيه را بر كاغذها نگاشته در مراجعت [ 40 ب ] قريب مداين شهرى مشابه انطاكيه بساخت و « روميّه » نام كرد . آن‌گاه حكم نمود كه قيصر ساكنان انطاكيه را به روميّه فرستاد . هر كس از دروازهء شهر داخل مىشد بىتأمل به منازل خود مىرفت ، مگر گازرى كه در آنجا درخت « 4 » بر در خانه‌اش بود و درين جا درخت نداشت .
هامش
( 1 ) . اصل : جزير . ( 2 ) . اصل : سمايه . ( 3 ) . اصل : شد . ( 4 ) . رخت مناسبت دارد .