اردوان بن اشغان بعد از او سيزده سال پادشاهى نمود .
قول ديگر در باب اشغانيان
بعض مورخين گفتهاند كه اشغانيان طبقهء ديگراند از ملوك طوايف كه نسب ايشان به فريبرز كاوس [ 33 ب ] مىرسد و ايشان هشت نفر بودهاند ، كما قال فى مفاتيح العلوم : و هما الطبقة الثالثة سموا بذلك لانّهم اولاد اشك بن اشكان ، ثم ابنه شابور و لقبه زرين اى الذهبى « 1 » ، ثم ابنه بهرام و لقبه جودرز ، ثم ابنه نرسى و هو گيو ، ثم ابنه هرمزد و لقبه روشن « 2 » اىّ المضى ، ثم ابنه بهرام و لقبه نژاده « 3 » اىّ النجيب .
طبقهء رابعه - كه ايشان را اكاسره و ساسانيان گويند دو هزار و سيصد و پنجاه و دو سال « 4 »
در مفاتيح العلوم آورده كه معنى بابكان مير ديوان است . وى اول كسى است كه به « شاهنشاه » موسوم شد و اول كسى كه اختراع كمر نموده بر ميان بست .
و مورخين متفقاند كه اردشير بابكان از نسل ساسان الاصغر [ از ] احفاد ساسان بن بهمن بود و اردوان كه اول ملوك اشغانيان بود تابستان در اصفهان و زمستان در اهواز به سر بردى .
و بابك در بدايت حال نزد اردوان مىبود و اردوان فارس را به يكى از امراى خود داد و امير مزبور دارابجرد و شبنكاره را به خواجه سراى پيرى « 5 » نام داده تعهد آتشخانهها را به بابك مفوّض داشت .
بابك ، اردشير فرزند خود را نزد امير فارس فرستاده امير چون بر فطانت و شجاعت اردشير آگاه گرديد اردشير را به حكومت دارابجرد روانه گردانيد .
چون اردشير در امر حكومت آن حدود مستقل شد بنا بر آنكه در عالم رؤيا فرشتهاى وى را مژدهء پادشاهى داده بود لشكر جرّار ترتيب نموده عراق و آذربايجان
هامش
( 1 ) . اصل : الدهن .
( 2 ) . اصل : روشن راى .
( 3 ) . اصل : و نژاده .
( 4 ) . معلوم نيست كه اين رقم طولانى از چه جهت آورده شده ، چه حتى مجموع تاريخهايى هم كه در اين كتاب براى سلطنت ساسانيان ذكر شده سيصد و شش سال و سه ماه است . ( پور مختار ) .
( 5 ) . كذا ، طبرى : تيرى .