اسم وى مشهور است . از سخنان اوست كه « الخط هندسة روحانية ظهرت بآلة جسمانية . »
بعد از اسكندر ارسطو شاهد ملك را در نظر اودش بن اسكندر جلوه داد [ و ] او قبول ننمود . بالاخره بطلميوس را پادشاه كردند . وى رصد بست و كتاب ماغاسطن « 1 » يعنى مجسطى تصنيف كرد . و بطلميوس پادشاه بزرگ را گويند . بعد از بطلميوس دقيانوس پادشاهى يافت و اصحاب كهف در خدمت او بودند .
طبقهء ثالثه - ملوك طوايف سيصد و هيجده سال
از عهد اردشير بابكان تا مدت سيصد و هيجده سال ايران در تحت تصرّف ايشان بماند و اين جماعت بيست و يك نفراند :
اول انطخش رومى است كه اسكندر تمامى بلاد ايران را در حيطهء فرمان او استقرار داد .
بعد از آن اشك بن داراست . و در باب اشغانيان روايات مختلفه است . اما حافظ ابرو و حمد اللّه مستوفى و حمزهء اصفهانى متفق القولاند كه اشك بن اشكان بعد از اسكندر خروج كرده و سلطنت او دوازده سال بوده .
شاپور بن بهرام بعد از اشك به حكم وصيت سى سال پادشاهى يافت .
بلاش ، برادر او ، بعد از وى جلوس كرده يازده سال پادشاهى نمود .
هرمز بن بلاش بعد از برادر ملك يافته پانزده سال حكم نمود .
نوش ، برادر او ، بعد از پدر نوزده سال پادشاه بود .
فيروز بن هرمزد بعد از برادر چهارده سال پادشاه بود .
بلاش بن فيروز بعد از وى ملك يافت و هفده سال پادشاه بود .
خسرو بن بلاش بعد از پدر دوازده سال جهانبانى نمود .
بلاش ، برادر او ، بعد از پدر چهل سال پادشاهى نمود و شهر سيرجان از آثار اوست .
اردوان بن بلاش بيست و چهار سال پادشاه بود .
هامش
( 1 ) . كتابات غاسطن .