تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
عليه السلام او را بر رداى مبارك خود نشاند و گفت : « مرحبا بابنة نبى ضيعه اهله . » « 1 » و سمعت سورة الاخلاص ، فقالت : كان ابى يقرأها « 2 » . و پيغامبر ما محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم در آخر عهد او در وجود آمد و در آن وقت آتش آتش‌كده‌ها بمرد و درياى ساوه خشك شد و دوازده كنگره از ايوان كسرى بيفتاد و دير جواثا در هند و كليساى ترسا « 3 » در ارمن سرنگون شد . و كسرى شهرى ساخت روميه نام در جنب مداين بر شكل انطاكيه . و چون هشتاد و چهار ساله شد ، هرمز را ولى عهد گردانيد و وصيت كرد تا دخمهء او را پنهان دارند ، و وفات يافت . و مدت پادشاهى او چهل و چهار سال بود . [ و نقش خاتم او « لا يكون العمران حيث يجور السلطان » « 4 » بود . ]

هرمز بن انوشيروان -

به حكم وصايت قايم‌مقام پدر شد و او از دختر خاقان بود . پادشاهى قاهرسايس ، به داد و عدل مشغول گشت و در ميدان عدل از كسرى سبق بربود و در تربيت ضعفا و قهر متعديان مبالغت بسيار نمود چنان كه سيزده هزار كس از بزرگان عجم سياست فرمود [ و از خلق حلم و عفو بهره نداشت ] و به گناه اندك عقوبت بسيار كردى ، [ 29 - پ ] بدان سبب دلهاى ملوك و پهلوانان ازو نفور شد و از اطراف قصد ممالك او كردند : قيصر از روم و از عرب عباس الاحول و عمرو الازرق و از ترك سابه خاقان چين ، ايشان را به مال و مصالحه دفع كرد و بهرام چوبين را به خراسان فرستاد ، به محاربهء خاقان رفت تا او را كشت . بعد از آن بهرام تمرد نمود و اعيان لشكر را به پرويز وعده داد . آن خبر به هرمز رسيد ، پرويز بگريخت و به آذربايجان رفت . هرمز لشكر به جنگ بهرام فرستاد . لشكر هرمز شكسته شد . اكابر فرس هرمز را بگرفتند و ميل كشيدند . و مدت پادشاهى او يازده سال بود .

خسرو پرويز هرمز -

چون خبر پدر شنيد به مداين آمد و پادشاه شد و از پدر عذرها خواست . پدر درخواست تا كينه ازو باز خواهد . بهرام خروج كرد ،
هامش
( 1 ) - يعنى خوشا به دختر پيامبرى كه مردمانش او را ضايع كردند . ( 2 ) - يعنى آن زن سورهء اخلاص را شنيد ، گفت : پدرم آن را مىخواند . ( 3 ) - م : تونا . ( 4 ) - يعنى آنجا كه پادشاه ستم كند عمران نخواهد بود .