فليس ( ؟ ) بن اتينه و هو آخر المتقدمين من الحكماء السبعة الذين هم اساطين الحكمة من الملطية و ساميا و اتينه ، اسماؤهم فاتس الملطى و انكساغورس « 1 » و اكسمايس « 2 » و ايثادقيس « 3 » و فيثاغورس و سقراط . و از انبيا جرجيس عليه السلام معاصر او بود .
و مدت پادشاهى او شصت سال و گويند دوازده سال بود .
داراى بن داراب -
به حكم وصايت قايممقام او شد ، ليكن ظالم بود و رسوم بد نهاد و بزرگان را برنجانيد . خلق از وى متنفر شدند و قصد وزير كرد . رشتين [ 19 - ر ] اسكندر را از مقدونيه برانگيخت تا با او مجادله و محاربه كرد و دارا در آن مصاف هلاك شد و پادشاهى از كيانيان به روميان افتاد . و مدت پادشاهى او چهارده سال بود .
اسكندر بن فيلاقوس « 4 » -
ذو القرنين عبارت ازوست و در او اختلاف كردهاند .
در ديوان النسب آوردهاند كه او هرمس پسر رومى پسر لنطى « 5 » پسر يونان پسر تارخ پسر يافث پسر نوح است و عمر او هزار و ششصد سال بود ، و از آن جهت او را ذو القرنين خواندند كه در آن زمان قرن هزار سال بود ، و گويند پدر او بازر بن البان ( ؟ ) بود ملك اسكندريه ، و مادر او دختر افليسون بن فوقا « 6 » بود . ميان بازر و افليسون هميشه خصومت بودى . صلح كردند ، و تأكيد صلح را بازر دختر افليسون را خطبه كرد و با خود برد . خدام او كيدى ساختند و دختر را از نظر ملك بينداختند . دختر را دستورى داد تا به شهرى خود رود . دختر حامله بود ، در راه حمل نهاد و حمل او ذو القرنين بود . او را در خرقه پيچيده با زر و جواهر بسيار در راه بگذاشتند و برفتند . خداى تعالى بزى را از رمه جدا كرد تا مىآمد و او را شير مىداد ، و آن بز از آن پيرزنى
هامش
( 1 ) - با : نكساغورس ، كامل : انكساغورس ( 1 : 294 ) .
( 2 ) - با : انكسيماليس .
( 3 ) - ضبط اين نامها بجز « فيثاغورس » و « انكساغورس » در اينجا نادرست مىنمايد ، و از حكماى سبعهء يونان نامهاى چهار تن مورد اتفاق است بدين قرار : ثالس ، بياس ، پيتاكوس ، سولون . سه تن ديگر را از ميان كسان ذيل نام بردهاند : قليتوبولس ، موسون ، خيلون ، اناخارسيس ، فرياندرس ، افمنيدس و غيره ( ر ك : فرهنگ اعلام معين ذيل حكماى سبعه ) .
( 4 ) - ر ك : حاشيهء 1 صفحهء قبل .
( 5 ) - م : لفطى ، متن از « با » و كامل ( 1 : 81 ) .
( 6 ) - با : نوقا .