طبقهء سيوم - اشكانيان
عدد ايشان شانزده تن است . مدت پادشاهى ايشان سيصد و چهل سال ، و گويند سيصد و شصت و دو سال ذو القرنين چون ايران زمين بگرفت پادشاهزادگان را جمع كرد و رسول به ارسطاطاليس فرستاد و گفت : اين جماعت بس عظيماند و از گذاشتن ايشان هراسناكم . ارسطاطاليس فرمود كه ايشان را هر يكى بر طرفى گمار تا پيوسته با يكديگر مشغول باشند . اسكندر چنان كرد ، و ملوك طوايف ايشانند ، و پارس و عراق تا جزيره به انطيخس « 1 » رومى داد و چهارصد سال به ايشان بماند .
و در مدت ملوك طوايف اختلاف است : بعضى گفتهاند پانصد و بيست و سه سال [ بود ] ، و در اين مدت هيچ پادشاه مرين ملوك را قهر نتوانست كرد تا وقت آنكه جهاندارى به اردشير بابك رسيد ، همه را قهر كرد و جمله مر او را مطيع شدند .
اشك بن داراب بن داراب -
محمد جرير طبرى در تاريخ آورده است كه بعد از اسكندر پسرى مانده بود مر داراى اكبر را ، اشك نام ، از لب دجله تا رى ملك او بود و اگرچه ملوك طوايف او را فرماندار نبودند ، ليكن او را حرمت داشتندى و با او طريق تودد سپردندى . و اين اشك در آن وقت كه اسكندر برادر او را كه داراى اصغر بود بكشت ، طفل بود ، مستور مىبود تا اسكندر درگذشت و انطيخس آن ولايت را فروگرفت . اين اشك خروج كرد و از ملوك طوايف « 2 » لشكرها خواست .
ايشان به سبب عداوت انطيخس و حرمت خاندان وى او را معونت كردند و لشكر فرستادند تا بر انطيخس خروج كرد و او را هلاك گردانيد و ملكت رى فروگرفت
هامش
( 1 ) - اصل : اثيطحن ( ! ) تصحيح قياسى است و وى همان انتيوخوس اول پادشاه سلوكى است .
( 2 ) - با : اطراف .