تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
تلميذ فيثاغورس ، و طيماوس « 1 » و جاماسب حكيم معاصر او بوده‌اند . و مدت پادشاهى گشتاسب صد و بيست « 2 » سال و گويند صد و شصت سال بود . * * *

بهمن بن اسفنديار -

چون پادشاه شد ، سيرت خوب و رسم نيكو نهاد و عالم آبادان كرد و دين زردشت را قوت داد و اطراف جهان را بگرفت و قصد سيستان كرد و زابلستان را خراب كرد و فرامرز را به كينهء پدر بر دار كرد . و از آثار او در فارس بند بهمن در كوار « 3 » است و شهر بسا « 4 » و جرم « 5 » و بوشنكان . و ذيمقراطيس حكيم و بقراط طبيب معاصر او بوده‌اند ، و مدت پادشاهى او پنجاه سال و گويند صد و چهارده سال بود . شعر
ايام عمر بهمن اگرچه بهار بود * آخر ز جور گردش افلاك تيره گشت هرچند بود روشن چشم جهان به دو * هم عاقبت ز ميل فنا چشم خيره گشت

هماى بنت بهمن -

چون بهمن درگذشت او را دخترى بود با كفايت و راى ، نام او هماى . او را ولى عهد كرد ، و بهمن او را خواسته بود و او از پدر حامله گشته . بعد از نه ماه آن حمل بنهاد و پسرى زاد كه در جمال رشك ولدان روضهء رضوان بود . هماى ترسيد كه اگر اين پسر را آشكار كند كار از دست وى برود . چنان نمود كه آن حمل كه در وقت بهمن بود علتى بود ، فرزند نبود . پس فرمود تا صندوقى ساختند و او را در آنجا نهادند با چند صرهء زر و جواهر و ياقوتى قيمتى در آب انداختند . اتفاقا گازرى آن صندوق را بگرفت و به خانه برد و در آن چند روز او را بچهء طفل نمانده بود . گازر و زن او را بپروردند و داراب نام نهادند .
هامش
( 1 ) - اصل : طيمارس . وى فيلسوف فيثاغورى در قرن چهاردهم پيش از ميلاد بود . ر ك : فرهنگ فارسى معين . ( 2 ) - با : + و يك . ( 3 ) - با : بندكوار است . ( 4 ) - فسا ، ر ك : حدود العالم ، چاپ دانشگاه ، ص 134 . ( 5 ) - با : جهر .