تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
و روز پنجشنبه غازان از تبريز به جانب اران نهضت فرمود و منصب وزارت ممالك به خواجه سعد الدين محمد ساوجى ارزانى داشت ، و در محرم سنهء ثمان و تسعين و ستمائه ( 698 ) ايسن‌بوقا گوركان پسر بوقا يارغوجى نماند ، و در بيست و هشتم شعبان اقبال را به ياسا رسانيدند و چهارشنبه بيست و چهارم رمضان امراى روم كوزه و جركس كه با سولاميش پسر اروك پسر بايجو نويان بودند به ياسا رسيدند ، و آدينه چهارم ذوالحجه سنهء ثمان رايات همايون به دار الملك تبريز نزول فرمود و سولاميش را گرفته از روم بياوردند و سه‌شنبه بيست و سيوم ذوالحجه او را در ميدان تبريز بر هيأتى شنيع بكشتند و جثهء او را به آتش بسوختند .

حكايت توجه غازان خان به ديار شام

غازان خان چون خبر خروج مصريان شنيد ، روز آدينه نوزدهم محرم سنهء تسع و تسعين و ستمائه رايات همايون از تبريز به عزم سفر شام در حركت آمد و پانزدهم صفر از آب گذشته مقابل قلعهء كشاف « 1 » نزول فرمود و بيست و پنجم به حدود نصيبين رسيد و عرض لشكر داد و بيست و هفتم قتلغشاه را با لشكرى در مقدمه روانه كرد ، و سه‌شنبه دوازدهم ربيع الاول از آب فرات بگذشت بر محاذات قلعهء حعير ( ؟ ) ، و يكشنبه هفدهم به شهر حلب رسيد و بيست و پنجم از شهر حماة بگذشت و محاذى شهر سلميه نزول فرمود ، و آنجا يزك‌ياغى ظاهر شد ، و چهارشنبه بيست و هفتم بر سه فرسنگى شهر حمص به كنار آب باريك نزول فرمود . ياغى در رسيد . پادشاه اسلام غازان خان دو ركعت نماز با تمامت لشكر گزارد و برنشست و با آن مقدار لشكر كه حاضر بودند برابر ياغى رفت : بر ميمنه امير مولاى بود و بعد ازو [ اميرزاده ] ساتلميش « 2 » و بعد ازو امير قتلغشاه [ 197 - ر ] و بعد ازو ريمن و موتد هر يك با تومان
هامش
( 1 ) - م : كساف . متن از مجمل فصيحى ( 2 : 380 و 382 ) . ( 2 ) - م . سايلميش . مجمل فصيحى : اميرزاده ستلمش بن يورالغى خويش التايجو نويان ( 2 : 382 ) .