تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
عليه و آله و سلم فرموده است : « خير الاصحاب اربعة و خير السرايا اربعمائة و خير الجيوش اربعة آلاف » ايشان به بايدو رسيدند و او را بگرفتند و پيش نوروز آوردند ، و مژده به غازان رسانيدند ، فرمود تاسوتاى اقتاجى به اتمام كار بايدو برود . سوتاى با مقربان كيخاتوخان بر در تبريز به باغچه بيكش « 1 » به بايدو رسيدند و شب چهارشنبه سيوم ذوالحجه سنهء اربع و تسعين و ستمائه ( 694 ) كار او تمام كردند . و ايلدار به جانب روم گريخت و توكال به گرجستان ، و قبجاق اغول پسر بايدو را در منتصف ذوالحجه در حدود مراغه به ياسا رسانيدند . و روز چهارشنبه سيوم ذوالحجه پادشاه به دار الملك تبريز درآمد و بشم ( ؟ ) به سراى مبارك فروآمد و بر تخت پادشاهى نشست و حكومت محروسهء تبريز به شرف الدين عبد الرحمن داد و عزيمت قشلاق اران كرد و روز يكشنبه بيست و هشتم ذوالحجه به حدود ابو بكر اباد مرغان بر سرير خانى نشست .

حكايت جلوس سلطان محمود ، غازان خان

چون تاج و تخت به ذات شريف او آراسته گشت ، شهزادگان و امرا كلاهها از سر برداشته و كمرها در گردن انداخته زانو زدند و تخت و تاج را به جلوس او مبارك‌باد گفتند و نثارها كردند [ 195 - ر ] . بعد از طويها و عشرتها به تدبير ملك و اولوس مشغول شدند و شاه يرليغها به اطراف فرستادند . بعد از آن سوكاى پسر يشموت را به محافظت خراسان نصب فرمود و ديار بكر به مولاى داد . روز پنجشنبه غرهء محرم سنهء خمس و تسعين و ستمائه ( 695 ) طغاجار را به روم فرستاد و پنجشنبه سيزدهم صفر اروك خاتون در قراباغ نماند و ايلچيان از طرف خراسان رسيدند و نمودند كه دوا پسر براق مازندران را نهب و تاراج كرد و سوكاى « 2 » آنجا آغاز عصيان نهاد . غازان خان در دهم ماه ربيع الاخر هورقوداق را با لشكرىگران بر اثر نوروز
هامش
( 1 ) - پ : ملش . ( 2 ) - م : سكاى .