تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
عالى به انگشت به غازان نمود كه فردا پيشتر از وصول ياغى بر سر آن [ 193 - ر ] تل رسيم ، فتح و ظفر ما را بود . بامداد روز پنجشنبه پنجم رجب سنهء اربع و تسعين ( 694 ) هر دو لشكر را به حدود توبان شيره « 1 » ملاقات افتاد و نوروز و غازان بر سر آن تل برآمدند و فتح و نصرت را تعيين كردند . نوروز گفت : لشكرهاى ايشان هنوز جمع نشده است ، صلاح در آن است كه ما در محاربت مسارعت نماييم . امير قتلغشاه بر دست راست بود و مقابل او ايلدار و توكال و ايلچيداى . هنوز كهوركاى در قلب نزده بودند و لشكرها در طرد و ناورد نيامده كه لشكر ايلدار هزيمت كردند و لشكر قتلغشاه بريشان دوانيدند و ايلدار از اسب بيفتاد و تيرى بر چشم نايب اوطغاى آمد و هلاك شد و در يك لحظه هشتصد سوار جرار « 2 » فنا يافتند و فوجى مجروح و منهزم گشتند و ارسلان كوون ( ؟ ) را پياده و ريسمان در گردن كرده بياوردند . از جانبين امرا در ميان آمدند و در صلح كوشيدند ، و سخن بر آن تمام كردند كه هر يك پادشاه با پنج سوار از قلب بيرون آيند . از طرف بايدو ، طغاجار و طولاداى و قوبجوقتال و ايلچيداى ، و از طرف غازان نوروز و نورين و قتلغشاه و سوناى در وسط صفوف بر رقعهء ميعاد از اسبان پياده شدند و آقا و اينى [ يكديگر ] را در كنار گرفتند و عهد كردند كه قصد يكديگر نكنند و مملكت به مشاركت و موافقت دارند . بر آن جمله قرار افتاد كه اردوهاى ارغون با تمامت اينجوها بسپارند با طغاجار و تومان قراروناس كه اينجو خاص ارغون بود . بايدو گفت : غازان مىداند كه اباقاخان مرا چون فرزند صلبى مىداشت و مرا به جانب بغداد قشلامشى فرمود با طغاجار با يك تومان او . اگر به موجب فرمان مقرر فرمايد حاكم است و باقى چيزها باز سپارند تا شهزاده مراجعت فرمايد . و در آن روز قوبجوقتال با بايدو گفت : اقبوقا محبوس است اگر نصرت خصم را باشد او در قصد خون ما سعى بليغ نمايد ، او را به ياسا رسانيدند . و در آن وقت لشكرها از بغداد و موغان دم بدم مىرسيدند تا بايدو را قوتى و شوكتى تمام باديد آمد . امرا پوستين ميثاق بگردانيدند و دست از آستين خلاف بيرون آوردند . بايدو به آن رضا نداد . توكال ازو به خشم برگشت و به گرجستان
هامش
( 1 ) - پ : قرماشره . ( 2 ) - م : + نامه عالم .