تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
و بعد از آن اشيل خاتون دختر توقتمور امير نويان پسرنوقاى يارغوجى ، و بعد از آن كوكاجين خاتون از جملهء خويشان بلغان خاتون بزرگ ، او را به جاى دوقور خاتون و قوقينى خاتون بنشاند و بعد از آن بلغان خاتون دختر ارغان سراباتاى نويان ، و ازو پسرى آمد الجو نام ، در طفلى نماند در سنهء سبع مائه ( 700 ) ، و دخترى دارد اولجاى قتلغ نام كه خاتون خاتونان سلطان ابو سعيد است ، و بعد ازو دوندى خاتون را بستد و بعد ازو كرامون خاتون دختر قتلغتمور پسر اتاباى را به جاى كوكاجى - خاتون نشاند .

حكايت ركوب غازان خان به عزم آذربيجان ، و احوالى كه ميان او و بايدوقان حادث شد

غازان خان به طالع سعد با امراى دولت و اركان حضرت چون به خيل دك « 1 » ( ؟ ) رسيد ، ارالتمور انداجى از پيش بايدو برسيد و حال حادثهء كيخاتو عرضه داشت ، و گفت : امراى طغاجار و طولاداى و قوبجوقتال بر خانيت بايدو متفق شده‌اند و سر فتنه و انديشهء فضول دارند . غازان با نوروز و ديگر امرا كنكاج كرده ، ايلچيان پيش بايدو فرستاد . در ياساى قديم چنگيز خان معهود نبوده كه امراى قراجو بدل خود اروق را به عرض رسانند ، بايد كه آن جماعت كه كيخاتو را قتل كرده‌اند اينجا فرستد تا سخن ايشان پرسيده بر وفق ياسا آن قضيه را فصل كنيم . چون امراى بايدو بر مضمون رسالت وقوف يافتند ، بايدو را در هشتم جمادى الاخر سنهء اربع و تسعين و ستمائه ( 694 ) بر تخت پادشاهى نشاندند ، و غازان به كنكاج نوروز قتلغشاه مولاى و ياغميش را پيش بايدو فرستاد كه ما متعاقب مىرسيم ، كجا يكديگر را ببينيم ( ؟ ) و اروكلوك خواست . بايدو در هشترود مراغه بود . منهيان اعلام نمودند كه غازان با لشكرى جرار نزديك رسيد و امير نوروز در خدمت بايدو بوغداى اقتاجى را به استقبال و استطلاع احوال فرستاد و از هر گونه سخنها عرضه داشت ، و نماز ديگر كه بامداد را وصول جنگ بود نوروز از دور تلى
هامش
( 1 ) - پ : خيل بزرگ .