به تعجيل تمام بيايد و بر تخت نشيند . بايدو چون اين خبر بشنيد خرّم شد و متوجه اين ديار گشت ، و تمامت اين حكايت در داستان غازان خان مىآيد .
داستان غازان خان بن ارغون خان بن اباقاخان بن هولاكو خان بن تولوى خان بن چنگيز خان و خواتين و فرزندان او
غازان خان از قولتاق خاتون سحرگاه روز آدينه بيست و پنجم ربيع الاول سنهء سبعين و ستمائه ( 670 ) موافق اول بيرنكر مينجآى قويينئيل در آبسكون از حدود مازندران به طالع سعد برج عقرب در وجود آمد . او را به دايهء نيكو خلق موغالجين نام سپردند زن خطاى ايشنك نام كه با قوليتاق خاتون آمده بود و باز ازو بازگرفتند و به والدهء حسن دادند كه امير توقجيان بود از قوم سلدوس ، و بعد از آن در شهور سنهء ثلث و سبعين و ستمائه ( 673 ) ارغون ، غازان را به بندگى اباقاخان آورد در قونقور اولانك ، و به بلغان خاتون سپرد . اباقاخان فرمود كه بعد از من اين اردو از آن غازان خان باشد . چون ارغون به پادشاهى نشست ، غازان را در خراسان به قايممقامى بگذاشت .
ذكر خواتين غازان خان
در ابتدا بندىقوريقه « 1 » را بخواست دختر منكوتمور گوركان از قوم سلدوس كه مادر او [ 192 - پ ] طوقلغشاه خاتون بود خواهر مباركشاه پسر قرا هولاكو .
بعد از آن بلغان خاتون خراسانى دختر اميرتسو « 2 » كه مادرش دختر ارغونآقا بود ،
هامش
( 1 ) - پ : ندى قوريق .
( 2 ) - پ : اميريسو .