به روز هفتم بد از ربيع نخست * به ششصد و نود اندر سر پول جغان
فروگذشت دريغا چنان شهنشاهى * كه شد ز دار فنا كل من عليها فان
داستان كيخاتو خان بن اباقا خان و خواتين و فرزندان او
بخشيان او را ايريجين دوزخى نام نهادند ، و او را خواتين و قومايان بسيار بود . اول عايشه خاتون را بخواست دختر طوغو پسر ايكانويان ، و بعد از آن ايلتوزمش خاتون دختر [ قتلغتمور گوركان ، و بعد از آن پادشاه خاتون كرمان و بعد از آن اروك خاتون و بعد از آن بولغان خاتون و دوندى خاتون ، و قومايى داشت بنى نام و ديگر الش نام دختر ييكلاميش برادر اوجان از قوم اولات . و سه پسر داشت :
الافرنك از دوندى خاتون ، و ايرانشاه هم ازو ، و جينك پولاد از بلغان خاتون ، و او را تيرى گفتندى . و چهار دختر : اولاقتلغ ، اراقتلغ ، ايلقتلغ ، هر سه از عايشه خاتون بودند و قتلغ ملك از دوندى خاتون است ، و اين زمان خاتون امير محمد [ از اويرات كه ] برادر حاجى خاتون است مادر سلطان ابو سعيد .
حكايت جلوس كيخاتو
روز يكشنبه بيست و چهارم رجب سنهء تسعين و ستمائه موافق بيست و پنجم التنجاى قوىئيل در حدود اخلاط كيخاتو را بر تخت خانى نشاندند . بعد از طوى و عشرت در اوايل شعبان تمامت امرا را بگرفتند و آغاز يارغو كردند . بعد از اتمام يارغو امرا را سيورغاميشى فرمود ، و طوغان محبوس بود . اقبوقا گوركان پسر اردوقيا را فرستاد تا طوغان را گرفتند و كشتند .
و روز آدينه چهارم رمضان كيخاتون عزم مراجعت كرد و نيابت مطلق خود