تنكيزگوركان را خواست . چون او نماند برادرزادهء او اولجتاى خاتون را دختر سولاميش كه از توداكاج بود بستد ، و چون طفل بود به او نرسيد . بعد از آن اروك خاتون دختر ساروجه خواهر امير ايرنجين از قوم كرايت ، و ساروجه برادر دوقوز خاتون بود ، و بعد از او سلجوق خاتون دختر سلطان ركن الدين روم و بعد ازو بلغان خاتون بزرگ را كه خاتون اباقا خان بود بگرفت ، و چون او نماند به جاى او بلغان خاتون « 1 » دختر اريمان پسر اتاباى نويان را بخواست و بعد از آن از قومايان بدرتوداى خاتون را بستد و كاىمرتاى خاتون بنشاند و ديگر قولتاقايكاجى و ديگر قوتى نام دختر قتلغبوقا پسر حسيناقا و ديگر اركنه ايكاجى .
و ارغون خان را چهار پسر و چهار دختر بود ، پسران : غازان مادرش قولناقايكاجى بود و ييسوتمور و خربنده « 2 » مادرشان اروك خاتون بود و ختاىاغول مادرش قونلوق خاتون « 3 » بود . دختران : اولجاى از اوروك خاتون در اول نامزد قونجوقتال بود و بعد از آن به اقبوقا دادند و اين زمان پسر او امير حسين دارد .
اولجاىتمور هم ازو بود و او را به توكال دادند و بعد از او به امير قتلغشاه ، و پيش او [ 188 - پ ] نماند . قتلغتمور هم از اروك خاتون بود . بكر وفات يافت . دلانجى از بلغان خاتون بود ، و او نيز بكر نماند .
حكايت جلوس ارغون خان
بعد از حادثهء سلطان احمد به اتفاق شهزادگان در يورتشوكتو روز آدينه بيست و هفتم جمادى الاول سنهء ثلث و ثمانين و ستمائه ( 683 ) موافق بيست و نهم التنجآى اقنقوئيل به طالع برج قوس هولاجو دست راست ارغون بگرفت و انبارجى دست چپ ، او را بر تخت خانى نشاندند و جمله به اتفاق كمرها در گردن انداخته زانو زدند و كاسه گرفتند . و شاه يرليغ به اطراف ممالك فرستادند ، بعد از آن ابوكان
هامش
( 1 ) - دو زن بدين نام آمده ، چنين است در هر دو نسخه .
( 2 ) - پ : و اولجايتو خدابنده .
( 3 ) - پ : قويدون خاتون .