تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
ابن شيرامون پسر جورماغون را يارغو داشتند و به ياسا رسانيدند و از شهزادگان جوشكاب و بايدو و از امرا اروق را نامزد بغداد و ديار بكر فرمود و هولاجو و كيخاتو را به روم فرستاد و گرجستان را هم به عم خود اجاى داد و ممالك خراسان را به فرزند خويش غازان سپرد و شهزاده كينشو را به مساعدت او فرستاد و نوروز را به امارت خراسان نامزد فرمود و از آنجا يوغاميشى كرده كوچ فرمود و به جانب سنقورلوق توجه نمود و يرليغ وزارت به نام بوقا نافذ گردانيد .

حكايت حال شمس الدين صاحب ديوان و شهيدشدن او

در حالت انهزام احمد ، صاحب ديوان از حدود جاجرم بر جمازه نشسته بگريخت و از راه بيابان به اصفهان آمد و از آنجا متوجه قم شد . جماعت ملازمان گفتند : صواب آن است كه خواجه عزيمت فرضهء هرمز كند . گفت : فرزندان را در دست مغول اسير گذاشتن مصلحت نيست به بندگى حضرت توجه نمايم . اگر به وسيلت امير بوقا كه دوست ديرينه است رضاى خاطر ارغون ميسر گردد فهو المراد و الا به قضاء خداى تعالى رضا داده ، تسليم شوم . ناگاه ملك امام الدين قزوينى از بندگى پادشاه به تفحص حال صاحب برسيد و بعد ازو اتابك يوسف شاه لر او را بشارت دادند كه ارغون خان فرموده است كه چون خداى تعالى تاج و تخت پدر به من ارزانى داشت تمامت مجرمان از گناه بخشيدم ، اگر صاحب به خدمت مبادرت نمايد او را نواخت فرمايم . روز آدينه دهم رجب سنهء ثلث و ثمانين و ستمائه ( 683 ) به فرمان شيره ( ؟ ) رسيد و پيش بوقا فروآمد ، و بوقا [ 189 - ر ] ديگر روز او را به بندگى برد . پادشاه به وى التفات نفرمود و امير على تمغاچى رفته‌بود و پسرش يحيى را گرفته و اموال و املاك صاحبى را متصرف شد . او و فخر الدين مستوفى و حسام الدين صاحب قزوينى كه بر كشيدگان صاحب بودند در قصد او متفق شدند ، بوقا را بر آن داشتند و در بندگى پادشاه قصد او كردند . در موضع اوجان فرمان نافذ شد تا دو هزار تومان از صاحب بستانند . او پيش بوقا فرستاد كه مرا هيچ نقدى