تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
بيت
گويى من و او دو شمع بوديم بهم * يك شمع بمرد و ديگرى مىسوزد
و در صفر سنهء اثنتين و ثمانين و ستمائه ( 682 ) شيخ تاج الدين ابو الفضل محمد بن محمد بن داود البناكتى صاحب كتاب ميسور در شرح مصابيح و كتاب مصباح - الضمير من صحاح التفسير والداين ضعيف به بستر وفات يافت . [ 187 - پ ]

حكايت هلاك شدن قونقراتاى و توجه سلطان احمد به خراسان به جنگ ارغون خان

سلطان احمد از الاتاغ شيخ عبد الرحمن را به رسالت به مصر فرستاد و او را در دمشق به زندان ابد كردند و در آن حبس بمرد ، و سلطان احمد قونقراتاى را به اسم قوريلتاى طلب داشت و چون او با بعضى امرا با ارغون متفق بودند و احمد را خبر شد ، پيش از موعد ايشان به يك روز اليناق را بفرستاد تا قونقراتاى را گرفته در بيست و ششم شوال سنهء اثنتين و ثمانين و ستمائه ( 682 ) پيش احمد آوردند . روز ديگر بامداد گون‌يايكلامشى « 1 » سر سال بيجين كار او تمام كردند در قراباغ اران ، و كوچوك انقرجى و بادىافتاجى را به ياسا رسانيدند . و سلطان احمد ، اليناق را با لشكرى به جنگ ارغون فرستاد و روز پنجشنبه شانزدهم صفر سنهء ثلث و ثمانين و ستمائه ( 683 ) در حدود اق‌خواجه از حوالى قزوين هر دو لشكر را ملاقات افتاد و مصاف دادند و تبرت و اليناق منهزم شدند و ارغون مراجعت نمود . باز سلطان احمد لشكر كشيد و به خراسان رفت و ارغون به قلعهء كلات كوه رفت . اليناق برفت و ارغون را از قلعه فروآورد و به خدمت سلطان احمد برد . احمد ارغون را در كنار گرفت و رويش بوسه داد به اليناق سپرد و گفت : او را نگاه‌دار تا چون پيش‌قوتى خاتون رسيم سخن او را آنجا برسيم .
هامش
( 1 ) - تركيب تركى است به معنى چاشتگاه ، و شايد در اينجا اسم خاص باشد .