تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
شهزاده يوشموت وفات يافت و در چهارم صفر سنهء سبعين و ستمائه ( 670 ) تويشين اغول نماند ، و در رجب سنهء احدى و سبعين و ستمائه ( 671 ) آقبك نام كه مستحفظ قلعهء امويه بود از قبل براق به بندگى آمد و عرضه داشت كه لشكر بيگانه كه از آن جانب آب‌اند ، از بخارا قوت مىگيرند ، صلاح در خرابى آنجاست . اباقا خان نيكى « 1 » بهادر والادو و جاردو « 2 » را با يك تومان لشكر در صحبت او روانه داشت ، تا بخارا را قتل و نهب كردند و اموال و اسيران بسيار ببردند و به كلى خراب شد . آقبك پسر زن هندو بود پسرزادهء تاج الدين زيرك . چون به آن غنايم متمول گشت ، خواست تا بگريزد و پيش قايدو رود ، او را گرفته پيش اباقاخان آوردند و به ياسا رسيد . و هم در آن سال در زمستان در تبريز زلزلهء عظيم حادث شد ، چنان كه سر مناره‌ها بيفتاد و بسيار خانه‌ها خراب شد . و در ذوالحجهء آن سال ملك صدر الدين رى را شهيد كردند و در نوزدهم اين ماه جنكلاو بخشى نماند و در ذوالحجهء سنهء ثلث و سبعين و ستمائه ( 673 ) ارغون‌آقا در مرغزار رادكان طوس درگذشت و هم آنجاش دفن كردند ، و در بيست و هشتم رجب سنهء احدى و سبعين و ستمائه ( 671 ) سيدى شمس الدين محمد بن عبد الرحيم بن الرفاعى وفات يافت و سيزدهم ماه محرم سنهء اثنى و سبعين و ستمائه ( 672 ) سيدى قطب الدين ابو بكر بن حسن الزاهد التركدزى « 3 » وفات يافت و روز دوشنبه هفدهم ذوالحجه سنهء اثنتين و سبعين و ستمائه ( 672 ) وقت غروب آفتاب خواجه نصير الدين طوسى در بغداد وفات يافت .

حكايت آمدن بندقدار به جانب روم و توجه اباقا خان بدان صوب

در سنهء اربع و سبعين و ستمائه ( 674 ) ضياء الدين پسر خطير و پسر پروانه
هامش
( 1 ) - مجمل فصيحى : نيكپى ( 2 : 351 ) . ( 2 ) - ر ك : مجمل فصيحى 2 : 351 . ( 3 ) - م : التوكذرى . متن از مجمل فصيحى 2 : 343 .