آنجا پسران ملك عادل بودند . و در شام ملك معظم از فرزندان ملك عادل بود و در مصر ملك كامل بود و در فارس اتابك مظفر الدين سعد بن زنگى بود و در كرمان ملك شجاع الدين بود . چون براق حاجب به هندوستان مىرفت ، در آن حدود مىگذشت ، كرمانيان به طمع بردگان ختايى كه خدم و حشم او بودند ، بر سر او رفتند . هرچند ايشان را گفت كه من ره گذرىام با شما مصلحتى ندارم نشنيدند . او نيز با اقوام خود جنگى مردانه كرد و ازيشان بسيار بكشت ، و ملك شجاع الدين به قتل آمد و شهر بستد و حصارداد قلعه را تا سلطان جلال الدين برسيد و قلعه نيز به دست فروگرفت و حاكم مطلق شد .
داستان اوكتاىقاآن بن چنگيز خان
اوكتاىقاآن پادشاهى عاقل عادل جوانمرد بود و معنى اوكتاى عروج باشد بر بالاى . به حكم وصايت بعد از دو سال كه تخت [ خان ] خالى بود در موضع كلوران « 1 » قوريلتاى كرده در هوركارئيل موافق شهور سنهء ست و عشرين و ستمائه ( 626 ) جغتاى خان دست راست او را گرفته و تولوى خان دست چپ و عمش اوتجكينكمر ، اوكتاىقاآن را بر تخت پادشاهى نشاندند و او را قاآن نام نهادند .
و او را چهار خواتين معتبر بود : يوراقجين ، توراكنه ، موكا ، جاجين . و هفت پسر داشت : كيوك خان ، كوتان ، كوجو ، قراجار ، قاشى . مادر اين پنج پسر تو را كنه - خاتون بود از قوم اوهان مركست ( ؟ ) « 2 » ، و قدان « 3 » اغول و ملك هر دو از قوبايى بودهاند اركنه « 4 » نام [ 163 - پ ] ، و قاشى را پسرى بود قايدو بن سكينه خاتون ، بغايت پير شد و تا زمان غازان خان بود . و قايدو را در اردوى چنگيز خان بزرگ كردند و بعد از اوكتاىقاآن ملازم منكو خان بود و در اجلاس اريقبوكا به خانيت « 5 » سعى و
هامش
( 1 ) - پ : كاوكان .
( 2 ) - پ : مركتب .
( 3 ) - ظاهرا قدقان يا قدغان بن اوكتاى است ، ر ك : جهانگشاى جوينى 2 : 73 و 224 .
( 4 ) - پ : اوكنه .
( 5 ) - م : نجانيت .