را كه جورماغون در آن ولايت گذاشته بود ، كشتند . جورماغون جنتمور و كلباد را جهت دفع قراجه به حدود نيشابور فرستاد و كلباد بعد از انهزام قراجه بازگشت .
و چون خبر اضطراب خراسان به حضرت قاآن رسيد فرمان شد تا طاير بهادر از بادغيس لشكركشد و قراجه را دفع كند و آب در منازل و مساكن ايشان اندازد .
به موجب فرمان روانشد . در راه شنيد كه قراجه از كلباد منهزم گشته پناه با قلعهء اوك « 1 » سيستان داده . طاير بهادر به محاصرهء آن رفت و مدت دو سال تعبها كشيد تا آن را مستخلص گردانيد ، و از سيستان ايلچى پيش جينتمور فرستاد كه مصالح كار خراسان از حكم يرليغ قاآن به من مفوض است . دست تصرف از آن كوتاه كن . جواب داد كه سخن عصيان اهل خراسان دروغ بوده و به گناه قراجه چندين ولايت و رعيت را چگونه نيست توان كرد . به انهاى اين حال ايلچى قاآن فرستيم و بر وجهى كه فرمان رسد پيش گيريم .
ايلچيان طاير بهادر به خشم بازگشتند و جورماغون نيز ايلچى فرستاد تا او و امرا بازگردند و با لشكر به وى پيوندند و كار خراسان و مازندران با طاير بهادر گذارند . جينتمور ، كلباد را كه از خواص بود با امراى خراسان و مازندران نامزد بندگى قاآن گردانيد و در اثناى آن حال ملك بهاء الدين صعلوك به شرط آنكه او را به بندگى قاآن روانهگرداند از قلعه فروآمد . و جينتمور از مازندران بازگشت و اكثر اهل قلاع خراسان به آوازهء حال صعلوك ايل شدند ، و او چون پيش جينتمور رسيد به اعزاز تمام مخصوص گشت ، و از مازندران اصفهبد نصرة الدين كبود جامه را معين گردانيدند و هر دو در صحبت كلباد متوجه حضرت قاآن گشتند در شهور سنهء ثلثين و ستمائه ( 630 ) .
چون پيش از آن كسى از امراى اين بلاد آنجا نرفته بود ، قاآن به رسيدن ايشان شاد شد و فرمود تا طويها ساختند و ايشان را تمام بنواختند ، بدان سبب جينتمور و كلباد را به انواع سيورغاميشى [ 165 - ر ] مخصوص گردانيد ، و فرمود كه در اين مدت كه جورماغون رفته و چندين ولايت معظم مستخلص گردانيده هيچ ملك را پيش ما نفرستاد ، و جينتمور با قلت عدد و مدد مثل اين بندگى به تقديم رسانيد
هامش
( 1 ) - پ : ارك .