آسمان مدد دولت ايشان بيايد و پيوسته در عيش و جيرغاميشى « 1 » باشند و خداى تعالى ايشان را سيورغاميشى كند و خلق عالم ايشان را دعاها كنند ، و دراز عمر باشند و از نعمتها تمتع يابند ، « من حسنت سياسته دامت رياسته » اشارت بر اين معنى است .
ديگر گفته است : فرزندان بسيار از پادشاهان كه بعد ازين در وجود آيند اگر بزرگان و پهلوانان و اميران كه پيش ايشان باشند ياساق را سخت نگيرند ، كار پادشاهى مزلزل و منقطع شود ، چنگيز خان را به آرزو طلبكنند و نيابند .
ديگر اميران تومان و هزاره و صده كه در اول و آخر سال بيايند و بليك و ياساق بشنوند و بازروند ، مگر ايشان سرورى لشكر توانند كرد ، و آنها كه در يورت خود بنشينند و بليك نشنوند « 2 » حال ايشان بر مثال سنگى [ 158 - پ ] باشد كه در آب فراوان افتد يا تيرى كه در نيستان اندازند ، ناپديد گردد . چنان كسان پيشوايى را نشايند .
ديگر هر كس كه خانهء خويش راست تواند كرد ، ملك را راست تواند كرد و هر كه ده كس را ، چنان كه شرط بود ، ياساميشى تواند كرد لايق آن باشد كه هزاره و تومان به وى دهند و ياساميشى تواند كرد .
ديگر هر كس كه اندرون خود را پاك تواند كرد ملك را از دزد پاك تواند كرد و هر اميرى كه دههء خود را ياساميشى نتواند كرد او را با زن و بچه گناهكار گردانيم و از دههء او يكى را جهت اميرى اختيار كنيم ، و صده و هزاره و همچنين امير تومان .
ديگر هر سخنى كه سه دانا بر آن اتفاق كنند ، آن را همه جاى باز توان گفت و الا بر آن اعتماد نباشد . سخن خود را و از آن ديگرى با سخن دانايان قياسكن ، اگر موافق افتد گفتنى باشد و الا هيچ نشايد گفت .
ديگر هر كس كه پيش بزرگى رود بايد كه سخن هيچ « 3 » نگويد تا وقتى كه آن بزرگ سؤال كند . آنگاه بر قياس آن سؤال جواب مطابق گويد . چه اگر بيشتر سخن گويد اگر شنودند فبها و الا آهنى سرد كوفته باشد .
ديگر امراى بزرگ كه سرور باشند بر تمامت لشكريان ، چون به شكار برنشينند
هامش
( 1 ) - م : حيرغاميشى . با : جزغاميشى . صحيح ضبط متن است به معنى عيش و عشرت .
ر ك : خلاصهء سنگلاخ .
( 2 ) - م : پشه و پيل نشوند . متن از « با » .
( 3 ) - با : هيچ سخن .