تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
كردند و آن را قروق ساختند و قرقچيان آنجا امراى اورايانكفت « 1 » مىباشند .

تتمهء داستان چنگيز خان

در بليكها « 2 » و يا ساقها و مثلها و حكمتها كه فرموده است ، گفته است : مردمانى كه پسران ايشان بليك پدران نمىشنيده‌اند و اينان كه به سخن آقايان التفات ننموده و شوهر بر خاتون اعتماد نكرده و خاتون به فرمان شوهر نگرديده و قاينان عروس را نپسنديده و عروس قاينان را حرمت نداشته و بزرگان كوچكان را اسراميشى نكرده و كهتران نصيحت مهتران نپذيرفته و بزرگان دل غلامان نزديك ايستاده و مردم بيرونى به دست نياورده و كسان و متمولان نيكويى ديده اهل [ 158 - ر ] ولايت را توانگر نگردانيده و تقويت نداده و يوسون ياساق و طريق عقل و كفايت درنيافته و به سبب آن مخالفان دزد و دروغ‌گوى و ياغيان و حراميان آن چنان كسان را در مقام خويش اقبال ننموده يعنى به تاراج برده و اسب و گلهء ايشان آسايش نيافته و اسبان را كه به منغلاى بر مىنشينند آسوده نداشته ، تا لاجرم آن اسبان مانده شده و مرده‌اند و پوسيده و نيست گشته ، اين چنين قومى بىتربيت نابسامان چون آفتاب چنگيز خان پيداشد به فرمان درآمدند و ياساق سخت محكم او ايشان را ياساميشى كرد . آنچه دانايان و بهادران بودند ، ايشان را امراى لشكر گردانيد و آنچه جلد و چالاك يافت اغروق به دست ايشان داده گله‌بان ساخت و نادانان را تازيانهء كوچك داد و به چوبانى فرستاد . بدان سبب كار او چون ماه نو روز بروز در افزونى است و از آسمان به قوت خداى تعالى نصرت او فرو مىآيد و از زمين به مدد او دولت پديد مىشود . يا يلاقهاى او جاى عيش و جيرغاميشى شد و قشلاقهاى موافق و مطابق افتاد . چون به فضل خداى بزرگ من اين معانى را دريافته‌ام و اين بليكها را از خود استنباط كرده ، بدان سبب آسايش و عيش و جيرغاميشى ما تا اين غايت رسيده بعد ازين اگر تا پانصد سال و هزار و ده هزار سال از فرزندانى كه در وجود آيند و به جايى نشينند اگر همين يوسون و ياساق نگاه دارند و دگرگون نكنند هم از
هامش
( 1 ) - با : اوزنانكفت . ( 2 ) - بليك تركى جغتايى است به معنى پند ، و به معنى علم و دانش هم آمده است . مصدر اين كلمه بيلمك هم‌اكنون در تركى آذرى به كار مىرود و بليك اسم آن است .