تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
فرا آب دهند ، چنگيز خان نگذاشت و لشكريان سلطان تمامت به قتل آمدند و فرزندان نرينهء او را با اطفال شيرخواره [ و ناصر الدين وزير ] جمله بكشتند و نازنينان حرم را به تاراج ببردند و چون خزانهء سلطان اكثر زر نقد و جواهر و مرصعات بود آن روز فرموده بود تا تمامت را در آب سند ريختند ، و چنگيز خان فرمود تا غواصان فرورفتند و آنچه يافتند برآوردند . و چنگيز خان [ 157 - پ ] در بهار قوين‌ئيل موافق محرم سنهء عشرين و ستمائه ( 620 ) بالاى آب سند مراجعت نمود و اوكتاى را به طرف غزنين فرستاد تا قتل و غارت كرد و باز به بندگى پيوست ، و در همين ييل موافق سنهء احدى و عشرين ( 621 ) به اردوهاى خويش رسيد . بعد از آن عزم ولايت تنكقوت كرد و با پادشاهان آن ولايت شيدرقو كه او را به زبان تنكقوت ليوانك گفته‌اند مصاف داد و قتل بسيار كرد و از آنجا گذشته به [ جانب ] ختاى رفت و به موضع آنقوطالان‌قودوق « 1 » رسيد در اول بهار توقاىئيل موافق سنهء ثلث و عشرين و ستمائه ناگاه با حال « 2 » خود افتاد و اوكتاىقاآن را ولى العهد خود گردانيد و بر سر مملكت و اولوس فرستاد ، و گفت : نمىخواهم كه وفات من در خانه باشد و متوجه ننكياس « 3 » شد . چون به موضع ليوشان رسيد كه ميان ولايت جورجه و ننكياس و تنكقوت است ، امرا را وصيت كرد كه واقعهء مرا اظهار مكنيد تا ياغى « 4 » واقف نگردد و چون پادشاه و اهل تنكقوت بيايند جمله را بكشيد . و در پانزدهم روز از ماه ميانهء سال خوك موافق رمضان سنهء اربع و عشرين و ستمائه ( 624 ) وفات يافت ، و مدت عمر او هفتاد و سه سال بود ، و بيست و پنج سال پادشاهى كرد . امرا بر وفق فرموده پنهان داشتند ، تا آن قوم بيامدند ، تمامت را بكشتند و صندوق او را برداشته مراجعت نمودند و در راه هر آفريده كه پيش‌آمد بكشتند تا او را به اردوها رسانيدند . و چنگيز خان روزى در شكارگاه درختى تنها ديده بود و گفته كه اين موضع مدفن من باشد . او را آنجا دفن
هامش
( 1 ) - با : آن‌قوطالان‌قوق . ( 2 ) - كنايه از مرگ است . ( 3 ) - با : بكتاس ، ر ك : جهانگشا جوينى 1 : 186 ( حاشيه ) ( 4 ) - با : بنوعى .