و غدر سلطان كه پيش از آن كرده بود و ارتاقان « 1 » چنگيز خان را كشته و مالها برده ، گفت : اى قوم بدانيد كه شما گناهان بزرگ كردهايد و بزرگان شما ، سبب آنكه من عذاب خداام ، اگر از شما گناههاى بزرگ در وجود نيامده بودى خدا چون من عذابى بر سر شما نفرستادى . و فرمود تا مطالبت مال كردند و به غير از جامع تمامت شهر و قلعه را آتش درزدند و بسوختند ، و خانان و اعيان زنان و كودكان را ببرده بودند ، و جوانان را به حشم سمرقند و دبوسيه راندند و از آنجا متوجه سمرقند شدند و در سال مار موافق شهور سنهء ثمان عشر و ستمائه ( 618 ) بعد از قتل و نهب بسيار در فصل [ 156 - ر ] تابستان سمرقند بگرفت و سماى خان و تغاى خان « 2 » و اولاغ خان را با بيست امير ديگر از امراى سلطان به قتلآورد ، و جوجى و جغتاى و اوكتاى را به جانب خوارزم فرستاد ، و ميان ايشان مخالفت افتاد و از لشكر مغول بسيار كشته شد . بعد از آن تولوى خان را بفرستاد .
چنگيز خان چون آوازهء شيخ المشايخ نجم الدين ابو الجناب احمد بن عمر بن محمد بن عبد اللّه الخيوقى الخوارزمى المعروف بالكبرى رحمة اللّه عليه شنيده بود ، به دو پيغام فرستاد كه خوارزم را قتل و نهب خواهم كرد ، آن بزرگ از آنجا بيرون آيد . شيخ مسموع نداشت و در آن غزا شهيد شد .
و هم در اين سال پيش از عبور چنگيز خان از آب آمويه به شش ماه ، شيخ قطب الدين حيدر بن تيمور بن ابو بكر بن سلطانشاه بن سلطان خان السالويه و او صد و ده ساله بود ، در راه وفات يافت .
چنگيز خان جبه نويان را از قوم بيسون با يك تومان لشكر به رسم قراولى در مقدمه بفرستاد و يقواماداى بهادر را از قوم اورمانكفت با يك تومان ديگر در پى ايشان فرستاد و فرمود در پى سلطان برويد اگر به او رسيد [ يد ] به ما اعلام كنيد و اگر پنهان شود به ميان ممالك او فرو رويد ، هر كه به ايلى پيش آيد استمالت دهيد و شحنه و هر كه خلاف كند قهر كنيد . و در مدت سه سال اين كارها را تمام كرده از راه دشت قبچاق مراجعت نموده ، ولايت مغولستان كه يورت قديم ماست به ما پيوندد .
جبه و سوباداى و توقاجار با سى هزار مرد بهادر بر معبر پنجاب بگذشتند و
هامش
( 1 ) - ارتاق يا ارتاغ به ضم اول واژهء تركى است به معنى بازرگان .
( 2 ) - با : طغاى خان .