اين نيمهء سفيد را جغانحايل « 1 » گويند . و در شمالى ختاى اقوامى صحرا نشيناند و ايشان آن قوم را جيدن گويند و مغولان قراختاى ، و مواضع ايشان به صحراهاى مغولستان متصل است ، و وقتى از آن قوم شخصى خروج كرد و ملك ختاى بگرفت و پادشاه شد ، و از نسل او چند بطن مدتى مديد پادشاهى كردند و مغولان و ديگر اقوام ايشان را جورجه خوانند ، از ايشان شخصى خروج كرد و آن ياناوكوداى نام واىكيم لقب ، و ملك ختاى از پادشاه قراختاى بستد و مغولان او را آقوده گويند ، والتاخان كه در عهد چنگيزخان بود و در زمان اوكتاىقاآن برافتاد از نسل اين واىكيم بود . و در ميان ولايت ختاى و قراجانك ولايت « 2 » بسيار است و هر يك را پادشاهى ، از آن جمله ولايتى است كه اهل آن را عادت است كه دندان را از زر غلافى سازند و به وقت طعامخوردن برگيرند ، و مجموع آن ولايت درين وقت ايلقا آناند ، و اللّه اعلم بالصواب .
باب دوم در ذكر پادشاهان ايشان و ايشان سى و شش طبقهاند
طبقهء اول
پادشاه اولين ايشان نيكو بوده است كه آغاز تاريخ ازو كردهاند و در عهد او شهر و ولايت نبوده ، و آدميان بر مثال ديگر حيوانات در صحرا گشتندى و خورش ايشان علفها بودى و عورتپوش برگ درخت ، و به گاه گرما نفس قوى زدندى و از تأثير آن هوا خنك شدى و باد برخاستى و به وقتى كه سرفه و تهوع كردندى مانند
هامش
( 1 ) - با : جغانيانك .
( 2 ) - با : قراء بسيار .